lanes

[ایالات متحده]/leɪnz/
[بریتانیا]/leɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جاده‌ها یا مسیرهای باریک؛ نوارهای جاده‌ای برای وسایل نقلیه؛ مسیرهای ناوبری برای کشتی‌ها؛ مسیرهای مشخص برای دویدن یا مسابقه

عبارات و ترکیب‌ها

traffic lanes

مسیرهای ترافیکی

bike lanes

مسیرهای دوچرخه

turning lanes

مسیرهای گردش

highway lanes

مسیرهای اتوبان

travel lanes

مسیرهای تردد

bus lanes

مسیرهای اتوبوس

merge lanes

مسیرهای ادغام

slow lanes

مسیرهای کندرو

fast lanes

مسیرهای پرسرعت

exit lanes

مسیرهای خروجی

جملات نمونه

there are multiple lanes on the highway.

در بزرگراه چندین خط وجود دارد.

make sure to stay in your lane while driving.

مطمئن شوید در حین رانندگی در خط خود بمانید.

the bike lanes are clearly marked.

مسیرهای دوچرخه به وضوح مشخص شده اند.

she switched lanes to avoid the traffic jam.

او برای جلوگیری از ترافیک، خطوط را عوض کرد.

there are special lanes for buses in the city.

در شهر خطوط ویژه ای برای اتوبوس وجود دارد.

drivers should be aware of merging lanes.

رانندگان باید از خطوط ادغام آگاه باشند.

the lanes were closed due to construction.

به دلیل ساخت و ساز، خطوط بسته بودند.

we need to create more lanes for pedestrians.

ما به ایجاد خطوط بیشتر برای عابران پیاده نیاز داریم.

he prefers to run in the designated lanes at the park.

او ترجیح می دهد در مسیرهای مشخص شده در پارک بدود.

traffic in the left lanes moves faster.

ترافیک در خطوط سمت چپ سریعتر حرکت می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید