languishing

[ایالات متحده]/ˈlæŋɡwɪʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈlæŋɡwɪʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در حالت ضعف یا افول; آرزو یا اشتیاق برای چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

languishing state

وضعیت رو به زوال

languishing spirit

روح پژمرده

languishing economy

اقتصاد رو به زوال

languishing project

پروژه رو به زوال

languishing growth

رشد رو به زوال

languishing relationship

رابطه رو به زوال

languishing creativity

خلاقیت رو به زوال

languishing talent

استعداد رو به زوال

languishing market

بازار رو به زوال

languishing potential

ظرفیت رو به زوال

جملات نمونه

the economy is languishing due to the pandemic.

اقتصاد به دلیل همه‌گیری دچار رکود است.

after the project was canceled, the team felt languishing.

پس از لغو پروژه، تیم احساس ضعف و بی‌حالی کرد.

many students are languishing in underfunded schools.

بسیاری از دانش‌آموزان در مدارس کم‌بودجه در وضعیت نامناسبی هستند.

his career has been languishing for years without progress.

مسیر شغلی او سال‌ها بدون پیشرفت دچار رکود بوده است.

the plants are languishing from lack of sunlight.

گیاهان به دلیل نور خورشید کم دچار ضعف و بی‌حالی هستند.

she felt her creativity languishing in a dull job.

او احساس کرد خلاقیتش در یک شغل کسل‌کننده دچار رکود است.

the organization has been languishing without strong leadership.

سازمان بدون رهبری قوی دچار رکود بوده است.

he was languishing in a state of boredom during the meeting.

او در طول جلسه در حالت بی‌حالی و کسالت بود.

her interest in the project is languishing.

علاقه او به پروژه در حال کاهش است.

the community has been languishing without adequate resources.

جامعه بدون منابع کافی در وضعیت نامناسبی قرار دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید