| صفت یا فعل حال استمراری | thriving |
a thriving business
یک کسب و کار موفق
a thriving community
یک جامعه پویا
thriving economy
اقتصاد رو به رشد
thriving industry
صنعت رو به رشد
thriving market
بازار رو به رشد
thriving and prosperous
متوسعه و مرفه
carry on a thriving business.
ادامه دادن یک کسب و کار موفق.
the narcotic netherworld thriving in post-war America.
جهان تاریک اعتیاد که در آمریکا پس از جنگ رونق گرفت.
Each bamboo house was surrounded by a thriving orchard.
هر خانه بامبو احاطه شده بود با یک باغی پر رونق.
With the establishment of major new markets, the economy is thriving.
با ایجاد بازارهای جدید بزرگ، اقتصاد رونق دارد.
During the war, there was a thriving black market in food.
در طول جنگ، بازار سیاه مواد غذایی رونق داشت.
Birmingham is establishing its image as a thriving newborn European city.
بیرمنگام در حال ایجاد تصویری از خود به عنوان یک شهر اروپایی نوظهور در حال شکوفا شدن است.
Acclaimed as a “pearl in the desert”,the city is thriving as never before.
که به عنوان "مهری در صحرا" مورد تحسین قرار گرفته است، شهر مانند همیشه رونق دارد.
With the integration of world economy and globalization of competition, more and more interfirm cooperations have been thriving since 1980s.
با ادغام اقتصاد جهانی و جهانی شدن رقابت، همکاریهای بین شرکتها از دهه 1980 به بعد رونق یافتهاند.
Nearly every college in China has a student fellowship and many campuses have thriving Bible studies and evangelistically-oriented English teaching.
تقریباً هر دانشگاه در چین دارای بورسیه دانشجویی است و بسیاری از محوطه دانشگاهها دارای مطالعه کتاب مقدس پررونق و آموزش زبان انگلیسی با هدف تبشیر هستند.
a thriving business
یک کسب و کار موفق
a thriving community
یک جامعه پویا
thriving economy
اقتصاد رو به رشد
thriving industry
صنعت رو به رشد
thriving market
بازار رو به رشد
thriving and prosperous
متوسعه و مرفه
carry on a thriving business.
ادامه دادن یک کسب و کار موفق.
the narcotic netherworld thriving in post-war America.
جهان تاریک اعتیاد که در آمریکا پس از جنگ رونق گرفت.
Each bamboo house was surrounded by a thriving orchard.
هر خانه بامبو احاطه شده بود با یک باغی پر رونق.
With the establishment of major new markets, the economy is thriving.
با ایجاد بازارهای جدید بزرگ، اقتصاد رونق دارد.
During the war, there was a thriving black market in food.
در طول جنگ، بازار سیاه مواد غذایی رونق داشت.
Birmingham is establishing its image as a thriving newborn European city.
بیرمنگام در حال ایجاد تصویری از خود به عنوان یک شهر اروپایی نوظهور در حال شکوفا شدن است.
Acclaimed as a “pearl in the desert”,the city is thriving as never before.
که به عنوان "مهری در صحرا" مورد تحسین قرار گرفته است، شهر مانند همیشه رونق دارد.
With the integration of world economy and globalization of competition, more and more interfirm cooperations have been thriving since 1980s.
با ادغام اقتصاد جهانی و جهانی شدن رقابت، همکاریهای بین شرکتها از دهه 1980 به بعد رونق یافتهاند.
Nearly every college in China has a student fellowship and many campuses have thriving Bible studies and evangelistically-oriented English teaching.
تقریباً هر دانشگاه در چین دارای بورسیه دانشجویی است و بسیاری از محوطه دانشگاهها دارای مطالعه کتاب مقدس پررونق و آموزش زبان انگلیسی با هدف تبشیر هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید