larboard

[ایالات متحده]/ˈlɑːbɔːd/
[بریتانیا]/ˈlɑːrˌbɔrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سمت چپ یک کشتی; سمت چپ یک کشتی (اصطلاح جایگزین)
adj. مربوط به سمت چپ یک کشتی; مرتبط با سمت چپ یک کشتی
adv. به سمت چپ یک کشتی
Word Forms
جمعlarboards

عبارات و ترکیب‌ها

larboard side

سمت چپ

larboard helm

فرمان سمت چپ

larboard tack

نگهدارنده سمت چپ

larboard anchor

گویان سمت چپ

larboard rail

نرده سمت چپ

larboard bow

نوک سمت چپ

larboard quarter

ضلع سمت چپ

larboard watch

نگهبان سمت چپ

larboard rigging

سلسله سمت چپ

larboard passage

راهروی سمت چپ

جملات نمونه

the ship turned to larboard to avoid the rocks.

کشتی برای جلوگیری از برخورد با صخره‌ها به سمت لربورد چرخید.

he shouted, 'all hands on larboard!' during the storm.

او فریاد زد: 'همه افراد به سمت لربورد!' در طول طوفان.

the crew quickly moved to the larboard side of the vessel.

خدمه به سرعت به سمت لربورد کشتی حرکت کردند.

we need to secure the cargo on the larboard side.

ما باید بار را در سمت لربورد محکم کنیم.

adjust the sails to catch the wind from larboard.

برای گرفتن باد از لربورد، بادبان‌ها را تنظیم کنید.

the captain ordered a larboard turn to change course.

کاپیتان دستور داد تا برای تغییر مسیر، به سمت لربورد بچرخد.

from the larboard side, we could see the lighthouse.

از سمت لربورد، می‌توانستیم فانوس دریایی را ببینیم.

the larboard watch was on duty during the night.

نگهبان لربورد در طول شب در حالت آماده باش بود.

they spotted a whale swimming near the larboard side.

آنها یک نهنگ را در حال شنا کردن نزدیک به سمت لربورد دیدند.

he leaned over the larboard railing to get a better view.

او برای دیدن بهتر، روی نرده لربورد خم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید