starboard

[ایالات متحده]/'stɑːbɔːd/
[بریتانیا]/ˈstɑrbəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سمت راست یک کشتی یا هواپیما.
Word Forms
زمان گذشتهstarboarded
شکل سوم شخص مفردstarboards
قسمت سوم فعلstarboarded
صفت یا فعل حال استمراریstarboarding
جمعstarboards

عبارات و ترکیب‌ها

turn to starboard

به سمت راست بچرخید

starboard side

سمت راست

starboard engine

موتور سمت راست

starboard bow

نو سمت راست

جملات نمونه

starboard side of a ship

سمت راست کشتی

The ship gave a lurch to starboard.

کشتی به سمت راست تکان خورد.

We were sailing on starboard tack.

ما در حال حرکت با باد در جهت ستبر بودیم.

sighted land off the starboard beam.

زمین را از سمت راست دیدیم.

he trained his glasses over the starboard quarter.

او عینک خود را به سمت قسمت راست کشتی نشانه گرفت.

Starboard (larboard/port) engine flamed out. We are trouble-shooting.

موتور سمت راست (چفد/بندر) خاموش شد. ما در حال رفع مشکل هستیم.

Rig the pilot ladder on port side/starboard side/leeside…metres above water.

نصب نردبان خلبان در سمت چپ/سمت راست/سمت باد...متر بالای سطح آب.

Draf t,.。metres (port side/starboard side) forward/aft/amidships.

پیش‌نویس، . . متر (سمت چپ/سمت راست) جلو/عقب/وسط کشتی

Samphire Starboard lowered fishing nets and pulled them back up full of gurnard, sturgeon, and dentex.

سامفیر استاربرد تورهای ماهیگیری را پایین انداخت و آنها را پر از گِرنارد، ستورژن و دنتکس بالا کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید