lastly

[ایالات متحده]/ˈlɑːstli/
[بریتانیا]/ˈlæstli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. در نهایت، در نتیجه.

جملات نمونه

lastly, I would like to thank my parents.

در آخر، می‌خواهم از والدینم تشکر کنم.

Lastly, I must point out that ...

در نهایت، باید به این نکته اشاره کنم که...

Lastly, I must say I owe all the achievements to the encouragement and help from my collegues and friends.

در آخر، باید بگویم که تمام دستاوردها را به تشویق و کمک همکاران و دوستانم مدیونم.

Lastly, all the editors at KoB and AoB will monitor this contest, as they do all contests, to assure our standards are met and exceeded.

در نهایت، تمام ویراستاران مجلات KoB و AoB این مسابقه را مانند تمام مسابقات دیگر رصد خواهند کرد تا اطمینان حاصل شود که استانداردهای ما برآورده و فراتر رفته است.

"Lastly, I must say I owe all the achievements to the encouragement and help from my collegues and friends."

در آخر، باید بگویم که تمام دستاوردها را به تشویق و کمک همکاران و دوستانم مدیونم.

Lastly, by using the FORTRAN language, the thesis compiles the program of the stiffness optimization process of short-leg shear wall-corewall structure.

در نهایت، با استفاده از زبان FORTRAN، پایان‌نامه برنامه فرآیند بهینه‌سازی سختی سازه دیواری برشی کوتاه-دیواری هسته را تهیه می‌کند.

Lastly, I think the campus should be regular, simpatico, it is different with society. and the student should study at the natural, full of youthful spirit, active circumstance!

در نهایت، به نظر من محوطه دانشگاه باید منظم، صمیمی باشد، با جامعه متفاوت است. و دانشجو باید در محیطی طبیعی، سرشار از روحیه جوانی و فعال تحصیل کند!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید