lateness

[ایالات متحده]/'leitnis/
[بریتانیا]/ˈletnɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تأخیر، دیر رسیدن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

chronic lateness

تاخیر مزمن

habitual lateness

تاخیر همیشگی

constant lateness

تاخیر دائمی

frequent lateness

تاخیر مکرر

persistent lateness

تاخیر مداوم

جملات نمونه

The lateness of the ship was due to the storm.

تاخیر کشتی به دلیل طوفان بود.

noted the lateness of their arrival.

تاخیر در رسیدن آنها را یادداشت کرد.

Lateness and carelessness are subjects for complaint.

تاخیر و بی‌احتیاطی موضوع شکایت هستند.

Even one minute’s lateness would earn a stern rebuke.

حتی یک دقیقه تاخیر هم باعث سرزنش شدید می‌شد.

He only offered a partial explanation for his lateness.

او فقط یک توضیح جزئی برای تاخیرش ارائه کرد.

The inference I’ve drawn from his lateness is he overslept.

نتیغه‌ای که از دیر رسیدنش گرفتم این بود که خوابیده است.

What did he say in explanation of his lateness?

او برای توضیح تاخیرش چه گفت؟

No point credit will be given for unexcused lateness exceeding 5 days.

به تاخیر غیرموجهی که بیش از 5 روز طول بکشد، اعتبار داده نخواهد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید