tardiness

[ایالات متحده]/'tɑːdɪnɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تاخیر; تأخیر
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

chronic tardiness

تاخیر مزمن

repeated tardiness

تاخیرهای مکرر

جملات نمونه

Tardiness is considered bad form.

تاخیر به عنوان یک رفتار بد در نظر گرفته می شود.

He arrived late and excused his tardiness in a flimsy manner.

او دیر رسید و تاخیر خود را به شیوه‌ای ضعیف توجیه کرد.

his constant tardiness was starting to affect his reputation

تاخیر مداوم او شروع به تحت تاثیر قرار دادن شهرت او کرد.

she was reprimanded for her chronic tardiness

او به دلیل دیر رسیدن مزمنش توبیخ شد.

tardiness can lead to missed opportunities

دیر رسیدن می تواند منجر به از دست دادن فرصت ها شود.

the company has a policy against tardiness

شرکت سیاست مخالف دیر رسیدن دارد.

her tardiness caused her to miss the beginning of the meeting

دیر رسیدن او باعث شد که او شروع جلسه را از دست بدهد.

tardiness is not tolerated in this organization

دیر رسیدن در این سازمان تحمل نمی شود.

the teacher addressed the issue of tardiness with the students

معلم موضوع دیر رسیدن را با دانش آموزان مطرح کرد.

he was fired due to his chronic tardiness

او به دلیل دیر رسیدن مزمنش اخراج شد.

tardiness reflects a lack of respect for others' time

دیر رسیدن نشان دهنده عدم احترام به وقت دیگران است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید