laudatorily praised
تحسین آمیز مورد تحسین قرار گرفت
laudatorily acknowledged
تحسین آمیز مورد پذیرش قرار گرفت
laudatorily expressed
تحسین آمیز بیان شد
laudatorily regarded
تحسین آمیز مورد توجه قرار گرفت
laudatorily mentioned
تحسین آمیز ذکر شد
laudatorily described
تحسین آمیز توصیف شد
laudatorily received
تحسین آمیز دریافت شد
laudatorily supported
تحسین آمیز مورد حمایت قرار گرفت
laudatorily recognized
تحسین آمیز به رسمیت شناخته شد
laudatorily highlighted
تحسین آمیز برجسته شد
she spoke laudatorily about his achievements.
او با تحسین درباره دستاوردهای او صحبت کرد.
the critics wrote laudatorily of the new film.
منتقدان با تحسین درباره فیلم جدید نوشتند.
he was laudatorily recognized for his contributions to science.
او به خاطر کمکهایش به علم با تحسین مورد شناخت قرار گرفت.
the teacher spoke laudatorily of her students' efforts.
معلم با تحسین درباره تلاشهای دانشآموزان خود صحبت کرد.
in her speech, she praised him laudatorily.
در سخنرانی خود، او او را با تحسین مورد تحسین قرار داد.
the article was written laudatorily, highlighting his success.
مقاله با تحسین نوشته شد و بر موفقیت او تأکید شد.
they spoke laudatorily about the charity event.
آنها با تحسین درباره رویداد خیریه صحبت کردند.
her laudatorily tone made the presentation more engaging.
لحن تحسینآمیز او باعث جذابتر شدن ارائه شد.
he received laudatorily feedback from his peers.
او بازخورد تحسینآمیزی از همکاران خود دریافت کرد.
the report was laudatorily received by the board.
گزارش با تحسین توسط هیئت مدیره دریافت شد.
laudatorily praised
تحسین آمیز مورد تحسین قرار گرفت
laudatorily acknowledged
تحسین آمیز مورد پذیرش قرار گرفت
laudatorily expressed
تحسین آمیز بیان شد
laudatorily regarded
تحسین آمیز مورد توجه قرار گرفت
laudatorily mentioned
تحسین آمیز ذکر شد
laudatorily described
تحسین آمیز توصیف شد
laudatorily received
تحسین آمیز دریافت شد
laudatorily supported
تحسین آمیز مورد حمایت قرار گرفت
laudatorily recognized
تحسین آمیز به رسمیت شناخته شد
laudatorily highlighted
تحسین آمیز برجسته شد
she spoke laudatorily about his achievements.
او با تحسین درباره دستاوردهای او صحبت کرد.
the critics wrote laudatorily of the new film.
منتقدان با تحسین درباره فیلم جدید نوشتند.
he was laudatorily recognized for his contributions to science.
او به خاطر کمکهایش به علم با تحسین مورد شناخت قرار گرفت.
the teacher spoke laudatorily of her students' efforts.
معلم با تحسین درباره تلاشهای دانشآموزان خود صحبت کرد.
in her speech, she praised him laudatorily.
در سخنرانی خود، او او را با تحسین مورد تحسین قرار داد.
the article was written laudatorily, highlighting his success.
مقاله با تحسین نوشته شد و بر موفقیت او تأکید شد.
they spoke laudatorily about the charity event.
آنها با تحسین درباره رویداد خیریه صحبت کردند.
her laudatorily tone made the presentation more engaging.
لحن تحسینآمیز او باعث جذابتر شدن ارائه شد.
he received laudatorily feedback from his peers.
او بازخورد تحسینآمیزی از همکاران خود دریافت کرد.
the report was laudatorily received by the board.
گزارش با تحسین توسط هیئت مدیره دریافت شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید