lavatory

[ایالات متحده]/ˈlævətri/
[بریتانیا]/ˈlævətɔːri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتاقی که با توالت و سینک برای شستشو و دور انداختن زباله مجهز شده است.
Word Forms

جملات نمونه

The lavatory won't flush.

دستشویی درست کار نمی‌کند.

Is the lavatory vacant?

آیا دستشویی خالی است؟

The lavatory cistern overflowed.

سیر دریچه توالت سرریز شد.

Is there any lavatory in this building?

آیا در این ساختمان دستشویی وجود دارد؟

Where is the ladies' lavatory please?

دستشویى بانوان کجا است؟

the lavatory's water cistern could be used as a letter drop.

می توان از سیر دریچه آب توالت به عنوان یک جعبه پست استفاده کرد.

The criminal put the torn papers in the lavatory and tried to flush them away.

متهم کاغذهای پاره را در دستشویی انداخت و سعی کرد آنها را بشوید.

"The lavatory won't flush; I've tried flushing it several times, but it won't work."

"دستگاه توالت کار نمی‌کند؛ سعی کردم چندین بار آن را بکشم، اما کار نمی‌کند."

نمونه‌های واقعی

I'll use the lavatory first, if you don't mind.

من اول از همه از دستشویی استفاده خواهم کرد، اگر مشکلی نداشته باشید.

منبع: American Horror Story Season 1

462. The rebels labeled the labor laboring in the laboratory and lavatory.

462. شورشیان نیروی کار را در آزمایشگاه و دستشویی برچسب زدند.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

The two natural aft lavatories are both functional.

دو دستشویوی عقب طبیعی هر دو کاربردی هستند.

منبع: CNN 10 Student English November 2019 Collection

At some homes, excretion sensors on the body monitor intestinal movements to predict when someone needs the lavatory.

در برخی خانه‌ها، حسگرهای دفع در بدن حرکات روده را برای پیش‌بینی زمان نیاز فرد به دستشویی رصد می‌کنند.

منبع: Dominance Issue 3 (March 2018)

Water must be rationed (" It must not be used for flushing lavatories" ).

آب باید تقسیم شود (" نباید برای تخلیه دستشویی استفاده شود ").

منبع: The Economist (Summary)

A passenger ignited the lavatory waste bin. Advise the airport police to await our arrival.

یک مسافر سطل زباله دستشویی را آتش زد. به پلیس فرودگاه اطلاع دهید که منتظر ورود ما باشند.

منبع: Pilot English 900 Sentences

And don't worry, our lavatory has been modified to meet the needs of our special guests.

نگران نباشید، دستشویی ما برای پاسخگویی به نیازهای مهمانان ویژه ما تغییر کرده است.

منبع: Festival Comprehensive Record

10.two urinal in poopdeck common lavatory damaged , not flow and upper position leaked , to be repaired.

10. دو توالت در دستشویی مشترک عرشه عقب آسیب دیده است، جریان ندارد و قسمت بالایی آن نشت دارد، باید تعمیر شود.

منبع: Maritime English listening

I believe your friends Misters Fred and George Weasley were responsible for trying to send you a lavatory seat.

من فکر می‌کنم دوستان شما آقایان فرِد و جورج ویزلی مسئول ارسال یک صندلی دستشویی برای شما بودند.

منبع: Harry Potter and the Sorcerer's Stone

That's when you head straight to the nearest public lavatory.

در این زمان شما مستقیماً به نزدیکترین دستشویوی عمومی می‌روید.

منبع: BBC Learning English (official version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید