toilet

[ایالات متحده]/'tɒɪlɪt/
[بریتانیا]/'tɔɪlət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستشویی، توالت؛ وسیله‌ای که برای ادرار کردن و مدفوع کردن استفاده می‌شود
vi. خود را مرتب کردن، لباس پوشیدن
vt. مرتب کردن و لباس پوشیدن (کسی)
Word Forms
جمعtoilets

عبارات و ترکیب‌ها

toilet paper

کاغذ توالت

toilet seat

صندلی توالت

public toilet

دستشویی عمومی

toilet bowl

کابینت توالت

toilet soap

صابون دستشویی

toilet brush

برس توالت

flush toilet

توالت سیفون‌دار

toilet articles

وسایل توالت

toilet training

آموزش دستشویی

toilet cover

درب توالت

toilet tissue

کاغذ توالت

toilet lid

درب توالت

toilet culture

فرهنگ توالت

جملات نمونه

Cally heard the toilet flush.

کالی صدای آب کشیده شدن توالت را شنید.

Liz heard the toilet flush.

لیز صدای آب کشیده شدن توالت را شنید.

Where is the toilet, please?

لطفا توالت کجاست؟

The toilets in that restaurant were horribly smelly.

توالت‌های آن رستوران به طرز وحشتناکی بوی نامطبوع می‌دادند.

flush a toilet; flush a wound with iodine.

شلنگ توالت را بکشید؛ زخم را با یدود فلوراید بشویید.

a ground floor bedroom with a toilet attached.

یک اتاق خواب در طبقه همکفسی با یک توالت متصل.

my tenure was down the toilet .

مدت زمان من به شدت افت کرد.

toilet and bidet are made of vitreous china.

توالت و بیده از چینی اسنفج ساخته شده اند.

Install a flush toilet with small pondage.

یک توالت فرنگی با حجم کم نصب کنید.

She made a grand toilet as if for a ball.

او یک توالت بزرگ ساخت، انگار برای یک مهمانی.

a bathroom cabinet stocked with toilet articles.

یک کابینت حمام پر از لوازم بهداشتی.

she was toilet-trained by the age of one.

او در سن یک سالگی آموزش توالت داده شد.

94. unstop a sink, toilet, drain, etc

94. باز کردن یک سینک، توالت، فاضلاب و غیره.

Wiley disappears into the toilet, Jughead Comix in hand.

ویلی ناگهان وارد توالت می‌شود، در حالی که مجله‌های جیغد در دست دارد.

There was a communal toilet on the landing for the four flats.

یک توالت عمومی در حیاط برای چهار آپارتمان وجود داشت.

he sneaked off to a toilet for a crafty fag.

او به طور مخفیانه برای یک نخ سیگار زیرکانه به دستشویی رفت.

her toilet completed, she finally went back downstairs.

پس از اتمام توالت، او بالاخره به طبقه پایین بازگشت.

There was a notice on the toilet door saying ‘out of order’.

روی در توالت نوشته‌ای بود که می‌گفت 'غیرفعال'.

The cost of the first pay-toilets installed in England was tuppence.

هزینه اولین توالت‌های پولی که در انگلستان نصب شد، دو پنس بود.

نمونه‌های واقعی

Flush your resolution down the toilet?

آیا مصمم خود را در توالت می کنید؟

منبع: Talking to Young Children in English: An Educational Perspective

Cook. - The bloke who fixed the toilet.

سرآشپز - مردی که توالت را تعمیر کرد.

منبع: Films

I earn a wage by fixing some toilets.

من با تعمیر برخی از توالت ها حقوق می گیرم.

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

Some are recycling bath water to flush their toilets.

برخی از افراد آب وان را بازیافت می کنند تا توالت خود را بشویند.

منبع: CNN 10 Student English January 2018 Compilation

Okay, Maggie. Put the toilet in the house.

باشه، مجی. توالت را در خانه قرار بده.

منبع: Wow English

They're known for having really clean toilets, apparently.

به ظاهر آنها به داشتن توالت های بسیار تمیز معروف هستند.

منبع: Gourmet Base

I'd love a newfangled toilet like this one.

من عاشق یک توالت نوظهور مانند این یکی خواهم بود.

منبع: The Growth History of a Little Princess

And they build a toilet and a bathing room.

و آنها یک توالت و یک حمام می سازند.

منبع: TED Talks (Audio Version) January 2015 Collection

Look, there is a toilet; there is a bath.

ببین، یک توالت وجود دارد؛ یک حمام وجود دارد.

منبع: Wow English

Today, subway tile and a low-flow toilet.

امروز، کاشی مترو و یک توالت کم مصرف.

منبع: Desperate Housewives Season 7

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید