leaving-untouched

[ایالات متحده]/[ˈliːvɪŋ ʌnˈtʌtʃt]/
[بریتانیا]/[ˈliːvɪŋ ʌnˈtʌtʃt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. باقی مانده بدون تغییر؛ بدون تأثیر گذاشته شدن؛ در حالت اصلی خود باقی مانده؛ نابود نشده.
v. چیزی را بدون دستکاری گذاشتن؛ چیزی را تغییر ندادن.
adv. بدون دستکاری باقی مانده؛ بدون تغییر.

جملات نمونه

the ancient ruins were left untouched for centuries, a testament to a forgotten civilization.

بناهای باستانی به مدت قرون بدون دخالت باقی ماندند، شاخصی از یک تمدن فراموش شده است.

we decided to leave the forest untouched, preserving its natural beauty for future generations.

ما تصمیم گرفتیم جنگل را بدون دخالت بگذاریم، زیبایی طبیعی آن را برای نسل‌های آینده حفظ کنیم.

the detective left the crime scene untouched, carefully documenting everything before any disturbance.

.detektیو محل جرم را بدون دخالت گذاشته، قبل از هرگونه اخلات تمام چیزها را با دقت ثبت کرد.

the valuable manuscript was left untouched in the dusty archive, a treasure trove of historical information.

متن ارزشمند در آرشیو گرد و غبار بدون دخالت باقی ماند، یک کهف گنجینه اطلاعات تاریخی است.

the untouched coastline offered a pristine and breathtaking view, a true escape from the city.

ساحل بدون دخالت یک نظر ناب و دیدنی ارائه می‌دهد، واقعیتی واقعی از شهر فرار است.

the untouched wilderness provided a habitat for endangered species, vital for their survival.

بیابان بدون دخالت یک پناهگاه برای گونه‌های در معرض خطر است، برای حیات آن‌ها حیاتی است.

the chef left the ingredients untouched, allowing their natural flavors to shine through in the dish.

شکیف غذا را بدون دخالت گذاشته، طعم طبیعی آن‌ها را در غذا به نمایش می‌گذارد.

leaving the data untouched allowed us to analyze the raw information without any bias.

باقی گذاشتن داده‌ها بدون دخالت ما را امکان‌پذیر می‌کند تا اطلاعات خام را بدون هرگونه تحریف تحلیل کنیم.

the untouched village retained its traditional charm, a stark contrast to the modern world.

دیروز روستا بدون دخالت جذابیت سنتی خود را حفظ کرده، یک تضاد واضح با جهان مدرن است.

the untouched painting was a masterpiece, a testament to the artist's skill and vision.

نقاشی بدون دخالت یک اثر اصلی است، شاخصی از مهارت و دیدگاه هنرمند است.

we left the campfire untouched, ensuring no embers remained to spark a wildfire.

ما آتش را بدون دخالت گذاشته، اطمینان حاصل کردیم که هیچ گرماهایی باقی نمانده است تا آتش بزرگی را ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید