ledgers

[ایالات متحده]/ˈlɛdʒəz/
[بریتانیا]/ˈlɛdʒərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کتاب‌ها یا سوابق برای حساب‌های مالی

عبارات و ترکیب‌ها

financial ledgers

دفاتر مالی

accounting ledgers

دفاتر حسابداری

general ledgers

دفاتر کل

digital ledgers

دفاتر دیجیتال

ledger entries

ثبت دفترچه

audit ledgers

دفاتر حسابرسی

ledger accounts

حساب‌های دفترچه

manual ledgers

دفاتر دستی

ledger balances

موجودی دفترچه

sales ledgers

دفاتر فروش

جملات نمونه

the accountant reviewed the ledgers for any discrepancies.

محاسب دفاتر را برای هرگونه مغایرت بررسی کرد.

we need to update our financial ledgers before the audit.

ما باید دفاتر مالی خود را قبل از حسابرسی به روز کنیم.

digital ledgers have made tracking transactions much easier.

دفاتر دیجیتال ردیابی تراکنش ها را بسیار آسان تر کرده است.

the company maintains ledgers for all its expenses.

شرکت دفاتر را برای همه هزینه های خود حفظ می کند.

she recorded each sale in the ledgers meticulously.

او به دقت هر فروش را در دفاتر ثبت کرد.

accurate ledgers are essential for financial planning.

دفاتر دقیق برای برنامه ریزی مالی ضروری هستند.

the ledgers were kept in a secure location to prevent theft.

دفاتر در یک مکان امن نگهداری می شد تا از سرقت جلوگیری شود.

he learned how to balance the ledgers during his internship.

او در طول کارآموزی یاد گرفت که چگونه دفاتر را متعادل کند.

the ledgers provided a clear picture of the company's finances.

دفاتر تصویری واضح از امور مالی شرکت ارائه داد.

they switched to cloud-based ledgers for better accessibility.

آنها برای دسترسی بهتر به دفاتر مبتنی بر فضای ابری تغییر دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید