bookkeeping

[ایالات متحده]/ˈbʊkkiːpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbʊkkiːpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نگهداری سوابق تراکنش‌های مالی، حفظ حساب‌های مالی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

double-entry bookkeeping

ثبت‌دفتر دوطرفه

جملات نمونه

Bookkeeping is a sedentary occupation.

حسابداری شغلی است که نیاز به نشستن دارد.

I run the shop and my wife does the bookkeeping.

من مغازه را اداره می‌کنم و همسرم حسابداری انجام می‌دهد.

She is responsible for bookkeeping at the company.

او مسئول حسابداری در شرکت است.

Good bookkeeping is essential for running a successful business.

حسابداری خوب برای اداره یک کسب و کار موفق ضروری است.

He has a background in accounting and bookkeeping.

او دارای سابقه در حسابداری و حسابداری است.

The bookkeeping software makes it easier to track expenses.

نرم افزار حسابداری ردیابی هزینه ها را آسان تر می کند.

Accuracy is crucial in bookkeeping to avoid errors.

دقت در حسابداری برای جلوگیری از خطاها بسیار مهم است.

She enrolled in a bookkeeping course to improve her skills.

او برای بهبود مهارت های خود در یک دوره حسابداری ثبت نام کرد.

The company hired a bookkeeper to handle the bookkeeping tasks.

شرکت یک حسابدار برای انجام وظایف حسابداری استخدام کرد.

Bookkeeping requires attention to detail and organization.

حسابداری نیاز به توجه به جزئیات و سازماندهی دارد.

He enjoys the challenge of bookkeeping and problem-solving.

او از چالش حسابداری و حل مسئله لذت می برد.

The bookkeeping department is responsible for maintaining financial records.

بخش حسابداری مسئول حفظ سوابق مالی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید