legacy

[ایالات متحده]/ˈleɡəsi/
[بریتانیا]/ˈleɡəsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ارث، وصیت، چیزی که به جا مانده است.
Word Forms
جمعlegacies

عبارات و ترکیب‌ها

leave a legacy

به جا گذاشتن میراث

family legacy

میراث خانوادگی

cultural legacy

میراث فرهنگی

legacy system

سیستم ارثی

جملات نمونه

a legacy of philosophical thought;

میراثی از تفکرات فلسفی;

the legacy of centuries of neglect.

میراث قرن‌ها بی‌توجهی.

the “Literary Legacy page ”

صفحه "میراث ادبی";

the dissociation between the executive and the judiciary is the legacy of the Act of Settlement.

جدایی بین قوه مجریه و قوه قضائیه میراث قانون تثبیت است.

He thinks the legacy is a gift from the Gods.

او فکر می‌کند که میراث هدیه‌ای از خدایان است.

The two brothers split on inheriting the legacy of their parents.

دو برادر در مورد به ارث بردن میراث والدینشان اختلاف نظر داشتند.

They are the most precious cultural legacy our forefathers left.

آنها ارزشمندترین میراث فرهنگی هستند که پدران ما از خود به جا گذاشتند.

McMahon vs.Randy Orton & The Legacy Hornswoggle vs.

مک‌ماهان در برابر رندی اورتن و میراث هورنسوگل در برابر

The legacy of Ancient Rome represented the overwhelming influence on Romanesque architecture.

میراث رومیان باستان نشان دهنده تأثیر گسترده بر معماری رومانسک بود.

Finally, the tractate analyzes the data exchange and integration between the legacy system and CRM system.

در نهایت، رساله تبادل داده ها و یکپارچه سازی بین سیستم ارثی و سیستم CRM را تجزیه و تحلیل می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید