legalizes

[ایالات متحده]/ˈliːɡəlaɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈliɡəˌlaɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را قانونی کردن یا به آن رسمیت قانونی دادن

عبارات و ترکیب‌ها

legalizes marijuana

قانونی کردن ماری جوآنا

legalizes gambling

قانونی کردن قمار

legalizes same-sex

قانونی کردن همجنس‌گرایی

legalizes prostitution

قانونی کردن روسری

legalizes abortion

قانونی کردن سقط جنین

legalizes euthanasia

قانونی کردن اِتِناتازی

legalizes cannabis

قانونی کردن شاهدانه

legalizes sports betting

قانونی کردن شرط‌بندی ورزشی

legalizes same-sex marriage

قانونی کردن ازدواج همجنس‌ها

legalizes online poker

قانونی کردن پوکر آنلاین

جملات نمونه

the new law legalizes recreational marijuana use.

قانون جدید استفاده تفریحی از ماری جوآنا را قانونی می‌کند.

many countries have legalized same-sex marriage.

بسیاری از کشورها ازدواج همجنس را قانونی کرده‌اند.

the government plans to legalize online gambling.

دولت قصد دارد شرط‌بندی آنلاین را قانونی کند.

the bill aims to legalize the use of medical cannabis.

این لایحه هدف آن قانونی کردن استفاده از شاهدانه دارویی است.

activists are fighting to legalize assisted suicide.

فعال‌ها برای قانونی کردن خودکشی با کمک مبارزه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید