enacts

[ایالات متحده]/ɪˈnækts/
[بریتانیا]/ɪˈnækts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. قانونی وضع کردن یا لایحه‌ای را تصویب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

enacts law

تصویب قانون

enacts policy

تصویب سیاست

enacts reform

تصویب اصلاحات

enacts change

ایجاد تغییر

enacts measure

تصویب تدبیر

enacts decision

تصویب تصمیم

enacts rule

تصویب قانون

enacts program

تصویب برنامه

enacts agreement

تصویب توافقنامه

enacts initiative

تصویب طرح

جملات نمونه

the government enacts new laws every year.

دولت هر سال قوانین جدیدی را به تصویب می‌رساند.

she enacts her role with great passion.

او نقش خود را با شور و اشتیاق فراوان ایفا می‌کند.

the organization enacts policies to protect the environment.

سازمان سیاست‌هایی را برای حفاظت از محیط زیست به اجرا می‌گذارد.

the committee enacts changes to improve efficiency.

کمیته تغییراتی را برای بهبود کارایی به اجرا می‌گذارد.

he enacts his plans meticulously.

او برنامه‌های خود را با دقت و وسواس به اجرا می‌گذارد.

the school enacts rules to ensure student safety.

مدرسه قوانینی را برای اطمینان از ایمنی دانش‌آموزان به اجرا می‌گذارد.

they enact their vision for a better community.

آنها چشم‌انداز خود را برای یک جامعه بهتر به اجرا می‌گذارند.

the leader enacts strategies to address economic issues.

رهبر استراتژی‌هایی را برای رسیدگی به مسائل اقتصادی به اجرا می‌گذارد.

she enacts her dreams through hard work.

او از طریق تلاش و پشتکار، رویاهای خود را به واقعیت تبدیل می‌کند.

the law enacts measures for public health.

قانون اقداماتی را برای سلامت عمومی به اجرا می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید