enacts law
تصویب قانون
enacts policy
تصویب سیاست
enacts reform
تصویب اصلاحات
enacts change
ایجاد تغییر
enacts measure
تصویب تدبیر
enacts decision
تصویب تصمیم
enacts rule
تصویب قانون
enacts program
تصویب برنامه
enacts agreement
تصویب توافقنامه
enacts initiative
تصویب طرح
the government enacts new laws every year.
دولت هر سال قوانین جدیدی را به تصویب میرساند.
she enacts her role with great passion.
او نقش خود را با شور و اشتیاق فراوان ایفا میکند.
the organization enacts policies to protect the environment.
سازمان سیاستهایی را برای حفاظت از محیط زیست به اجرا میگذارد.
the committee enacts changes to improve efficiency.
کمیته تغییراتی را برای بهبود کارایی به اجرا میگذارد.
he enacts his plans meticulously.
او برنامههای خود را با دقت و وسواس به اجرا میگذارد.
the school enacts rules to ensure student safety.
مدرسه قوانینی را برای اطمینان از ایمنی دانشآموزان به اجرا میگذارد.
they enact their vision for a better community.
آنها چشمانداز خود را برای یک جامعه بهتر به اجرا میگذارند.
the leader enacts strategies to address economic issues.
رهبر استراتژیهایی را برای رسیدگی به مسائل اقتصادی به اجرا میگذارد.
she enacts her dreams through hard work.
او از طریق تلاش و پشتکار، رویاهای خود را به واقعیت تبدیل میکند.
the law enacts measures for public health.
قانون اقداماتی را برای سلامت عمومی به اجرا میگذارد.
enacts law
تصویب قانون
enacts policy
تصویب سیاست
enacts reform
تصویب اصلاحات
enacts change
ایجاد تغییر
enacts measure
تصویب تدبیر
enacts decision
تصویب تصمیم
enacts rule
تصویب قانون
enacts program
تصویب برنامه
enacts agreement
تصویب توافقنامه
enacts initiative
تصویب طرح
the government enacts new laws every year.
دولت هر سال قوانین جدیدی را به تصویب میرساند.
she enacts her role with great passion.
او نقش خود را با شور و اشتیاق فراوان ایفا میکند.
the organization enacts policies to protect the environment.
سازمان سیاستهایی را برای حفاظت از محیط زیست به اجرا میگذارد.
the committee enacts changes to improve efficiency.
کمیته تغییراتی را برای بهبود کارایی به اجرا میگذارد.
he enacts his plans meticulously.
او برنامههای خود را با دقت و وسواس به اجرا میگذارد.
the school enacts rules to ensure student safety.
مدرسه قوانینی را برای اطمینان از ایمنی دانشآموزان به اجرا میگذارد.
they enact their vision for a better community.
آنها چشمانداز خود را برای یک جامعه بهتر به اجرا میگذارند.
the leader enacts strategies to address economic issues.
رهبر استراتژیهایی را برای رسیدگی به مسائل اقتصادی به اجرا میگذارد.
she enacts her dreams through hard work.
او از طریق تلاش و پشتکار، رویاهای خود را به واقعیت تبدیل میکند.
the law enacts measures for public health.
قانون اقداماتی را برای سلامت عمومی به اجرا میگذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید