legitimize

[ایالات متحده]/lɪ'dʒɪtɪmaɪz/
[بریتانیا]/lɪ'dʒɪtəmaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. چیزی را مشروع کردن; به چیزی وضعیت قانونی دادن.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردlegitimizes
صفت یا فعل حال استمراریlegitimizing
قسمت سوم فعلlegitimized
زمان گذشتهlegitimized

جملات نمونه

to legitimize a business transaction

برای مشروعیت بخشیدن به یک معامله تجاری

efforts to legitimize online gambling

تلاش‌ها برای مشروعیت بخشیدن به قمار آنلاین

to legitimize a government

برای مشروعیت بخشیدن به یک دولت

strategies to legitimize a new product

استراتژی‌هایی برای مشروعیت بخشیدن به یک محصول جدید

to legitimize a relationship

برای مشروعیت بخشیدن به یک رابطه

steps to legitimize a marriage

گام‌هایی برای مشروعیت بخشیدن به ازدواج

to legitimize a claim

برای مشروعیت بخشیدن به یک ادعا

policies to legitimize immigration

سیاست‌هایی برای مشروعیت بخشیدن به مهاجرت

to legitimize a decision

برای مشروعیت بخشیدن به یک تصمیم

measures to legitimize the use of force

اقداماتی برای مشروعیت بخشیدن به استفاده از زور

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید