lender

[ایالات متحده]/'lɛndɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بستانکار؛ کسی که پول قرض می‌دهد
Word Forms
جمعlenders

عبارات و ترکیب‌ها

mortgage lender

وام‌دهنده مسکن

money lender

وام‌دهنده پول

جملات نمونه

intermediaries between lenders and borrowers.

واسطه‌ها بین وام‌دهندگان و وام‌گیرندگان.

The lender of money on bottomry or respeondentia has an insurable interest in respect of the loan.

وام دهنده پول در سندیکا یا ریسپوندا، در مورد وام، ذینفع است.

Dilip Ratha of the World Bank wryly remarks that migrants are being “thrust into the role of a sort of lender of last resort.

دیلیپ راتا از بانک جهانی به طنزآمیز اشاره می‌کند که مهاجران به اجبار در نقش یک وام دهنده آخرالزمانی قرار گرفته‌اند.

The state could charge heftily for acting as lender of last resort—or, less desirable, impose a windfall tax on bank profits or a “Tobin tax” on transactions.

ایالت می تواند به طور قابل توجهی برای ایفای نقش وام دهنده آخرین راه پول دریافت کند - یا، کمتر مطلوب، مالیات بر سود بانک ها یا "مالیات توبین" بر معاملات اعمال کند.

The lender approved my loan application.

وام دهنده درخواست وام من را تایید کرد.

I need to contact the lender to discuss the terms of the loan.

من باید با وام دهنده تماس بگیرم تا شرایط وام را بررسی کنم.

The lender requires a credit check before approving the loan.

وام دهنده قبل از تایید وام، بررسی اعتبار را الزامی می داند.

She works as a mortgage lender at a bank.

او به عنوان وام دهنده مسکن در یک بانک کار می کند.

The lender offers competitive interest rates to attract borrowers.

وام دهنده برای جذب وام گیرندگان، نرخ بهره رقابتی ارائه می دهد.

The lender will assess your financial situation before granting the loan.

وام دهنده قبل از اعطای وام، وضعیت مالی شما را ارزیابی خواهد کرد.

He is a private lender who specializes in small business loans.

او یک وام دهنده خصوصی است که در وام های کسب و کار کوچک تخصص دارد.

The lender may require collateral to secure the loan.

وام دهنده ممکن است برای تضمین وام، وثیقه ای طلب کند.

The lender and the borrower agreed on a repayment schedule.

وام دهنده و وام گیرنده در مورد برنامه بازپرداخت به توافق رسیدند.

She decided to switch lenders to get a better interest rate.

او تصمیم گرفت وام دهنده را تغییر دهد تا نرخ بهره بهتری به دست آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید