camera lenses
لنز دوربین
contact lenses
لنزهای تماسی
polarizing lenses
لنزهای پلاریزه
prescription lenses
لنزهای تجویز شده
sunglasses lenses
لنزهای عینک آفتابی
optical lenses
لنزهای اپتیکال
photochromic lenses
لنزهای فتورومیک
high-index lenses
لنزهای با ضریب بالا
aspheric lenses
لنزهای آسفریک
multifocal lenses
لنزهای چند کانونی
she bought new lenses for her glasses.
او لنزهای جدید برای عینک خود خرید.
the photographer used different lenses to capture the scenery.
عکاس از لنزهای مختلف برای ثبت مناظر استفاده کرد.
these lenses improve the clarity of the images.
این لنزها وضوح تصاویر را بهبود میبخشند.
he prefers contact lenses over glasses.
او ترجیح میدهد لنزهای تماسی را به عینک استفاده کند.
adjusting the lenses can enhance your vision.
تنظیم لنزها میتواند دید شما را بهبود بخشد.
she cleaned her camera lenses carefully.
او لنزهای دوربین خود را با دقت تمیز کرد.
different lenses can create various effects in photography.
لنزهای مختلف میتوانند جلوههای مختلفی در عکاسی ایجاد کنند.
he has a collection of vintage camera lenses.
او مجموعهای از لنزهای دوربین قدیمی دارد.
these prescription lenses are specially designed for my eyesight.
این لنزهای تجویز شده به طور خاص برای دید من طراحی شدهاند.
she switched to progressive lenses for better vision at all distances.
او به لنزهای پیشرونده برای دید بهتر در تمام فواصل تغییر داد.
camera lenses
لنز دوربین
contact lenses
لنزهای تماسی
polarizing lenses
لنزهای پلاریزه
prescription lenses
لنزهای تجویز شده
sunglasses lenses
لنزهای عینک آفتابی
optical lenses
لنزهای اپتیکال
photochromic lenses
لنزهای فتورومیک
high-index lenses
لنزهای با ضریب بالا
aspheric lenses
لنزهای آسفریک
multifocal lenses
لنزهای چند کانونی
she bought new lenses for her glasses.
او لنزهای جدید برای عینک خود خرید.
the photographer used different lenses to capture the scenery.
عکاس از لنزهای مختلف برای ثبت مناظر استفاده کرد.
these lenses improve the clarity of the images.
این لنزها وضوح تصاویر را بهبود میبخشند.
he prefers contact lenses over glasses.
او ترجیح میدهد لنزهای تماسی را به عینک استفاده کند.
adjusting the lenses can enhance your vision.
تنظیم لنزها میتواند دید شما را بهبود بخشد.
she cleaned her camera lenses carefully.
او لنزهای دوربین خود را با دقت تمیز کرد.
different lenses can create various effects in photography.
لنزهای مختلف میتوانند جلوههای مختلفی در عکاسی ایجاد کنند.
he has a collection of vintage camera lenses.
او مجموعهای از لنزهای دوربین قدیمی دارد.
these prescription lenses are specially designed for my eyesight.
این لنزهای تجویز شده به طور خاص برای دید من طراحی شدهاند.
she switched to progressive lenses for better vision at all distances.
او به لنزهای پیشرونده برای دید بهتر در تمام فواصل تغییر داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید