lenslike focus
تمرکز مانند لنز
lenslike quality
کیفیت مانند لنز
lenslike effect
اثر مانند لنز
lenslike view
دید مانند لنز
lenslike clarity
وضوح مانند لنز
lenslike shape
شکل مانند لنز
lenslike appearance
ظاهر مانند لنز
lenslike perspective
منظره مانند لنز
lenslike distortion
اعوجاج مانند لنز
lenslike image
تصویر مانند لنز
the camera has a lenslike quality that captures every detail.
دوربین دارای کیفیتی شبیه به لنز است که تمام جزئیات را ثبت میکند.
her eyes appeared lenslike, reflecting the light beautifully.
چشمان او به شکل لنزی به نظر میرسید و نور را به زیبایی منعکس میکرد.
the scientist used a lenslike device to magnify the specimen.
دانشمند از یک دستگاه شبیه به لنز برای بزرگنمایی نمونه استفاده کرد.
he described the experience as lenslike, focusing on the important moments.
او این تجربه را به شکل لنزی توصیف کرد و بر روی لحظات مهم تمرکز کرد.
the artist's painting had a lenslike effect, drawing viewers in.
نقاشی هنرمند جلوهای شبیه به لنز داشت که بینندگان را جذب میکرد.
she wore lenslike glasses that enhanced her vision.
او عینکی با طراحی لنزی به چشم داشت که دید او را تقویت میکرد.
the fog created a lenslike distortion of the landscape.
مه باعث ایجاد تحریف شبیه به لنزی در منظره شد.
his thoughts were lenslike, narrowing down to the main idea.
افکار او به شکل لنزی بودند و بر روی ایده اصلی متمرکز میشدند.
the lenslike structure of the cell allowed for better observation.
ساختار شبیه به لنزی سلول امکان مشاهده بهتر را فراهم میکرد.
they designed a lenslike filter to improve the image quality.
آنها یک فیلتر با طراحی لنزی برای بهبود کیفیت تصویر طراحی کردند.
lenslike focus
تمرکز مانند لنز
lenslike quality
کیفیت مانند لنز
lenslike effect
اثر مانند لنز
lenslike view
دید مانند لنز
lenslike clarity
وضوح مانند لنز
lenslike shape
شکل مانند لنز
lenslike appearance
ظاهر مانند لنز
lenslike perspective
منظره مانند لنز
lenslike distortion
اعوجاج مانند لنز
lenslike image
تصویر مانند لنز
the camera has a lenslike quality that captures every detail.
دوربین دارای کیفیتی شبیه به لنز است که تمام جزئیات را ثبت میکند.
her eyes appeared lenslike, reflecting the light beautifully.
چشمان او به شکل لنزی به نظر میرسید و نور را به زیبایی منعکس میکرد.
the scientist used a lenslike device to magnify the specimen.
دانشمند از یک دستگاه شبیه به لنز برای بزرگنمایی نمونه استفاده کرد.
he described the experience as lenslike, focusing on the important moments.
او این تجربه را به شکل لنزی توصیف کرد و بر روی لحظات مهم تمرکز کرد.
the artist's painting had a lenslike effect, drawing viewers in.
نقاشی هنرمند جلوهای شبیه به لنز داشت که بینندگان را جذب میکرد.
she wore lenslike glasses that enhanced her vision.
او عینکی با طراحی لنزی به چشم داشت که دید او را تقویت میکرد.
the fog created a lenslike distortion of the landscape.
مه باعث ایجاد تحریف شبیه به لنزی در منظره شد.
his thoughts were lenslike, narrowing down to the main idea.
افکار او به شکل لنزی بودند و بر روی ایده اصلی متمرکز میشدند.
the lenslike structure of the cell allowed for better observation.
ساختار شبیه به لنزی سلول امکان مشاهده بهتر را فراهم میکرد.
they designed a lenslike filter to improve the image quality.
آنها یک فیلتر با طراحی لنزی برای بهبود کیفیت تصویر طراحی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید