lentil

[ایالات متحده]/'lent(ə)l/
[بریتانیا]/'lɛntl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دانه‌ای کوچک و صاف از گیاهی به نام عدس.
Word Forms
جمعlentils

جملات نمونه

lentil and mushroom au gratin.

املت عدس و قارچ

Cook the lentils until they are mushy.

عدس‌ها را تا زمانی که نرم شوند بپزید.

They lived frugally off a diet of porridge and lentils.

آنها با رژیم غذایی متشکل از فرنی و عدس، ساده‌زیستی می‌کردند.

Pick over the lentils carefully in case there are any stones among them.

در صورت وجود سنگ، عدس‌ها را با دقت بررسی کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید