lesions

[ایالات متحده]/ˈliːʒənz/
[بریتانیا]/ˈliːʒənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آسیب یا صدمه به یک ارگان یا بافت

عبارات و ترکیب‌ها

skin lesions

ضایعات پوستی

lesions detected

تشخیص ضایعات

cancerous lesions

ضایعات سرطانی

lesions observed

مشاهده ضایعات

lesions identified

تشخیص ضایعات

lesions treated

درمان ضایعات

multiple lesions

ضایعات متعدد

lesions analyzed

تجزیه و تحلیل ضایعات

lesions removed

برداشتن ضایعات

lesions evaluated

ارزیابی ضایعات

جملات نمونه

the doctor found multiple lesions on the patient's skin.

پزشک ضایعات متعدد را روی پوست بیمار یافت.

lesions can be a sign of underlying health issues.

ضایعات می‌توانند نشانه‌ای از مشکلات بهداشتی زمینه‌ای باشند.

biopsies are often performed to examine suspicious lesions.

اکثر اوقات برای بررسی ضایعات مشکوک، نمونه‌برداری با سوزن انجام می‌شود.

some lesions may require immediate medical attention.

برخی از ضایعات ممکن است نیاز به توجه فوری پزشکی داشته باشند.

chronic lesions can lead to more serious complications.

ضایعات مزمن می‌توانند منجر به عوارض جدی‌تر شوند.

patients with lesions should follow their doctor's advice.

بیماران مبتلا به ضایعات باید از توصیه های پزشک خود پیروی کنند.

infectious lesions can spread to other parts of the body.

ضایعات عفونی می‌توانند به سایر قسمت‌های بدن گسترش یابند.

some lesions may be benign and not require treatment.

برخی از ضایعات ممکن است خوش‌خلق باشند و نیازی به درمان نداشته باشند.

regular skin checks can help identify early lesions.

بررسی‌های منظم پوست می‌تواند به شناسایی زودهنگام ضایعات کمک کند.

lesions caused by allergies often improve with treatment.

ضایعات ناشی از آلرژی اغلب با درمان بهبود می‌یابند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید