levantar

[ایالات متحده]/ləˈvæntə/
[بریتانیا]/lɛˈvɑːntɑːr/

ترجمه

v.بالا بردن، بلند کردن;ساختن، بنا کردن;بلند شدن، برخاستن

عبارات و ترکیب‌ها

levantar la mano

دست بالا بردن

levantar la voz

زود بلند شدن

levantarse temprano

صدا را بلند کردن

levantar la vista

روحیه را بالا بردن

levantar sospechas

از تخت بلند شدن

levantar el ánimo

وزنه بلند کردن

levantarse del suelo

آنها بلند کردند

levantar un peso

levantar la mesa

levantar edificios

جملات نمونه

the teacher asked the students to raise their hand if they had any questions.

معلم از دانش‌آموزان خواست که اگر سوالی داشتند دست خود را بالا ببرند.

he decided to raise his voice when he realized nobody was listening.

او تصمیم گرفت وقتی متوجه شد که هیچ‌کس گوش نمی‌دهد، صدای خود را بالا ببرد.

she goes to the gym every day to lift weights and stay fit.

او هر روز به سالن ورزشی می‌رود تا وزن‌های را بالا بیاورد و سالم بماند.

the sudden disappearance of the evidence raised suspicions among the investigators.

پدیدار شدن ناگهانی شواهد شک‌هایی را در میان پژوهشگران ایجاد کرد.

the good news helped raise the spirits of the entire team after their loss.

خبر خوب به پیشبرد روحیه تمام تیم پس از باختشان کمک کرد.

you need to file a formal complaint if you want to address this issue properly.

اگر می‌خواهید این مسئله را به درستی بررسی کنید، باید یک شکایت رسمی را ارائه دهید.

the government decided to lift the ban on certain imported goods.

دولت تصمیم گرفت تحریم برخی کالاهای وارداتی را لغو کند.

construction workers are working hard to erect a new apartment building downtown.

کارگران ساختمان با تلاش زیاد در حال ساخت یک ساختمان اقامتی جدید در مرکز شهر هستند.

after dinner, she volunteered to clear the table and wash the dishes.

پس از غذا، او پیشنهاد داد تا میز را تمیز کند و ظروف را بشویید.

my father always likes to get up early, even on weekends.

پدر من همیشه دوست دارد زود بیدار شود، حتی در ایام ایام آزاد.

the pilot successfully managed to take off despite the stormy weather.

پیлот با موفقیت توانست در آسمانی بارانی پرواز کند.

during the ceremony, soldiers proudly raised the national flag.

در طول مراسم، سربازان با افتخار پرچم ملی را بالا بردند.

the attorney decided to bring charges against the corrupt official.

دادستان تصمیم گرفت علیه مقام فسادگری اقدامات قضایی انجام دهد.

after months of struggle, she finally managed to get back on her feet.

پس از چند ماه تلاش، او در نهایت توانست دوباره به پای خود بایستد.

he raised his glass to toast the happy couple.

او لیوان خود را بالا برد تا به زوج خوشبخت تبریک گوید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید