lice

[ایالات متحده]/laɪs/
[بریتانیا]/laɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع "لُوِس"، نوعی حشره انگلی؛ اصطلاح غیررسمی برای شخصی نفرت‌انگیز یا ناخواسته

عبارات و ترکیب‌ها

head lice

کشکک

lice treatment

درمان شپش

lice infestation

عفونت شپش

lice comb

شانه مخصوص شپش

lice eggs

تخم شپش

lice shampoo

شامپو شپش‌کش

lice removal

از بین بردن شپش

lice outbreak

شیوع شپش

lice prevention

پیشگیری از شپش

lice symptoms

علائم شپش

جملات نمونه

children often get lice at school.

کودکان اغلب در مدرسه شپش می‌گیرند.

it's important to check for lice regularly.

بررسی منظم برای شپش بسیار مهم است.

she treated her hair for lice infestation.

او موهای خود را برای از بین بردن شپش درمان کرد.

lice can spread quickly among kids.

شپش می‌تواند به سرعت در بین کودکان گسترش یابد.

he found lice in his daughter's hair.

او شپش را در موهای دخترش پیدا کرد.

using a fine-toothed comb can help remove lice.

استفاده از یک شانه دندان‌ریز می‌تواند به از بین بردن شپش کمک کند.

many parents are concerned about lice outbreaks.

بسیاری از والدین نگران شیوع شپش هستند.

she was embarrassed to talk about her lice problem.

او برای صحبت کردن در مورد مشکل شپش خود خجالت می‌کشید.

there are various treatments available for lice.

درمان‌های مختلفی برای شپش در دسترس است.

preventing lice is easier than treating them.

جلوگیری از شپش آسان‌تر از درمان آن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید