licensure

[ایالات متحده]/ˈlaɪsəntʃər/
[بریتانیا]/ˈlaɪsənʃər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعطای مجوزها؛ وضعیت دارای مجوز بودن

عبارات و ترکیب‌ها

professional licensure

گواهینامه حرفه‌ای

licensure exam

آزمون اخذ مجوز

licensure requirements

الزامات اخذ مجوز

licensure process

فرآیند اخذ مجوز

state licensure

اخذ مجوز ایالتی

licensure board

هیئت صدور مجوز

licensure renewal

تمدید مجوز

temporary licensure

اخذ مجوز موقت

licensure application

درخواست اخذ مجوز

licensure verification

تایید صلاحیت

جملات نمونه

obtaining a licensure is essential for practicing in this field.

کسب مجوز برای فعالیت در این زمینه ضروری است.

she is preparing for her professional licensure exam.

او در حال آماده شدن برای امتحان مجوز حرفه ای خود است.

licensure requirements vary from state to state.

الزامات اخذ مجوز از ایالت به ایالت متفاوت است.

he finally received his nursing licensure after years of study.

او پس از سال‌ها تحصیل، مجوز پرستاری خود را دریافت کرد.

many professions require a specific licensure to ensure quality.

بسیاری از مشاغل برای اطمینان از کیفیت، نیاز به اخذ مجوز خاصی دارند.

she is working towards her teaching licensure this year.

او امسال در حال تلاش برای اخذ مجوز تدریس است.

licensure can enhance your career prospects significantly.

اخذ مجوز می تواند فرصت های شغلی شما را به طور قابل توجهی افزایش دهد.

before practicing, you must complete the licensure application.

قبل از شروع به فعالیت، باید فرم درخواست اخذ مجوز را تکمیل کنید.

some employers prefer candidates with licensure in their field.

برخی از کارفرمایان، داوطلبانی را که دارای مجوز در زمینه خود هستند، ترجیح می دهند.

understanding the licensure process is crucial for new graduates.

درک فرآیند اخذ مجوز برای فارغ التحصیلان جدید بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید