likability

[ایالات متحده]/ˌlaɪkəˈbɪləti/
[بریتانیا]/ˌlaɪkəˈbɪləti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت دوست‌داشتنی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

high likability

بسیار مورد پسند بودن

likability factor

ضریب مورد پسند بودن

likability scale

مقیاس مورد پسند بودن

likability index

شاخص مورد پسند بودن

personal likability

مورد پسند بودن شخصی

likability assessment

ارزیابی مورد پسند بودن

likability test

آزمون مورد پسند بودن

likability rating

امتیاز مورد پسند بودن

likability profile

پروفایل مورد پسند بودن

likability measure

معیار مورد پسند بودن

جملات نمونه

her likability makes her a great leader.

ظاهر جذاب او باعث می‌شود رهبر خوبی باشد.

people often underestimate the importance of likability in business.

اغلب مردم اهمیت جذابیت را در کسب و کار دست کم می‌گیرند.

his likability helped him win the election.

جذابیت او به او کمک کرد تا انتخابات را ببرد.

building likability is crucial for effective networking.

ایجاد جذابیت برای شبکه‌سازی موثر بسیار مهم است.

her likability is evident in her interactions with others.

جذابیت او در تعاملاتش با دیگران آشکار است.

likability can influence customer loyalty.

جذابیت می‌تواند بر وفاداری مشتری تأثیر بگذارد.

he has a natural likability that draws people to him.

او جذابیت طبیعی دارد که مردم را به سمت خود جذب می‌کند.

developing likability is essential for personal branding.

توسعه جذابیت برای برندسازی شخصی ضروری است.

her likability was a key factor in her success.

جذابیت او یک عامل کلیدی در موفقیت او بود.

likability can often outweigh qualifications in hiring decisions.

اغلب اوقات جذابیت می‌تواند بر مدارک تحصیلی در تصمیمات استخدام غلبه کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید