lipidic

[ایالات متحده]/lɪˈpɪdɪk/
[بریتانیا]/lɪˈpɪdɪk/

ترجمه

adj. مربوط به لیپیدها

عبارات و ترکیب‌ها

lipidic metabolism

متابولیسم لیپیدی

lipidic profile

پروفایل لیپیدی

lipidic composition

ترکیب لیپیدی

lipidic storage

ذخیره لیپیدی

lipidic transport

حمل و نقل لیپیدی

lipidic signaling

سیگنالینگ لیپیدی

lipidic synthesis

سنتز لیپیدی

lipidic environment

محیط لیپیدی

lipidic phase

فاز لیپیدی

lipidic layer

لایه لیپیدی

جملات نمونه

lipidic substances are essential for cell membrane structure.

مواد لیپیدی برای ساختار غشای سلولی ضروری هستند.

the lipidic profile of the diet can affect heart health.

پروفایل لیپیدی رژیم غذایی می تواند بر سلامت قلب تأثیر بگذارد.

researchers study lipidic compounds for their medicinal properties.

محققان ترکیبات لیپیدی را به دلیل خواص دارویی آنها مطالعه می کنند.

lipidic metabolism plays a key role in energy production.

متابولیسم لیپیدی نقش کلیدی در تولید انرژی ایفا می کند.

excess lipidic accumulation can lead to obesity.

تجمع بیش از حد لیپیدی می تواند منجر به چاقی شود.

understanding lipidic interactions is crucial in biochemistry.

درک تعاملات لیپیدی در زیست شیمی بسیار مهم است.

lipidic layers protect cells from environmental stress.

لایه های لیپیدی سلول ها را از استرس محیطی محافظت می کنند.

certain lipidic markers are used in disease diagnosis.

برخی از نشانگرهای لیپیدی در تشخیص بیماری استفاده می شوند.

lipidic signaling pathways are important for cellular communication.

مسیرهای سیگنالینگ لیپیدی برای ارتباطات سلولی مهم هستند.

dietary lipidic content influences overall health.

مصرف لیپیدی رژیم غذایی بر سلامت کلی تأثیر می گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید