oily

[ایالات متحده]/ˈɔɪli/
[بریتانیا]/ˈɔɪli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. چرب; لیز; نرم‌زبان; با بافت روغنی.
Word Forms
صفت عالیoiliest
صفت تفضیلیoilier
جمعoilies

عبارات و ترکیب‌ها

oily skin

پوست چرب

oily water

آب روغنی

oily waste water

آب زباله روغنی

oily sewage

فاضلاب روغنی

oily soil

خاک روغنی

جملات نمونه

the oily swell of the river.

برآمدگی روغنی رودخانه

oily muck on the floor of a garage

گل چرب در کف پارکینگ.

taramasalata and hummus are both oily and rich.

سالاد ترامسالا و חומוס هر دو چرب و غنی هستند.

wheels skidding on oily pavement.

چرخ‌ها روی آسفالت روغنی سر می‌خورند.

He always wears the oily old pair of jeans.

او همیشه آن شلوار جین روغنی قدیمی را می‌پوشد.

I don’t like oily shop assistants.

من خوشم نمی‌آید از فروشنده‌های روغنی.

he wiped his hands on an oily rag.

او دست‌هایش را با یک پارچه روغنی پاک کرد.

The fire started when a pile of oily rags spontaneously combusted.

آتش‌سوزی زمانی شروع شد که یک دسته پارچه روغنی به طور خودبخودی سوخت.

testa hard, nitid, often with oily bodies, sometimes alate;

سخت، براق، اغلب با بدن‌های روغنی، گاهی اوقات بالدار;

East Indian tree with oily seeds yield chaulmoogra oil used to treat leprosy.

درخت هندی که با دانه‌های روغنی، روغن چاولوغرا تولید می‌کند که برای درمان جذام استفاده می‌شود.

Cation group has the capability of charge neutrality and this would make oily wastewater demulsify and remove oil easily.

گروه کاتیونی دارای توانایی خنثی‌سازی بار است و این باعث می‌شود پساب روغنی به راحتی از هم جدا شود و روغن حذف شود.

There were three types of grinding aids with different absorbent membranes: oily membrane grinding aids,aquosity membrane grinding aids and oily-aquosity membrane grinding aids.

سه نوع کمک آسیاب با غشاهای جاذب مختلف وجود داشت: کمک آسیاب غشای روغنی، کمک آسیاب غشای آبی و کمک آسیاب غشای روغنی-آبی.

a poisonous oily liquid with a garlicky odor composed of 2 cacodyl groups; undergoes spontaneous combustion in dry air.

یک مایع روغنی سمی با بوی سیر که از 2 گروه کاکودیل تشکیل شده است؛ در هوای خشک به طور خودبخودی سوخته می‌شود.

If oily be soiled, red blue ink waits for flyblow, answer to be cleaned instantly.

اگر روغنی کثیف باشد، جوهر قرمز و آبی منتظر حمله مگس است، پاسخ باید فوراً تمیز شود.

Can make what you reduce oily share absorb so, still hoosh is drunk less, drink clear soup as far as possible.

می‌تواند چه چیزی را کاهش دهد تا سهم روغنی جذب شود، هنوز هوش کمتر نوشیده می‌شود، تا حد امکان سوپ رقیق بنوشید.

of lens of the root of fangfeng of naval ships of compound product development uses proper motion to develop the refus of dustcoat of submarine cotton coverall is oily function.

از لنز ریشه فانگ‌فنگ کشتی‌های نیروی دریایی، توسعه محصول ترکیبی از حرکت مناسب برای توسعه رد غبار پوشش پنبه‌ای زیردریایی، عملکرد روغنی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید