liquor

[ایالات متحده]/ˈlɪkə(r)/
[بریتانیا]/ˈlɪkər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوشیدنی الکلی; مایع; نوشیدنی الکلی قوی; محلول
vi. نوشیدن نوشیدنی‌های الکلی
vt. مست کردن کسی
Word Forms
جمعliquors

عبارات و ترکیب‌ها

black liquor

شراب سیاه

in liquor

در مشروب

mother liquor

مادر مشروب

waste liquor

مشروب ضایعاتی

alkali liquor

الکالی لیکور

liquor store

فروشگاه مشروب

spent liquor

مشروب مصرف شده

hard liquor

مشروب قوی

alcoholic liquor

مشروب الکلی

white liquor

مشروب سفید

liquor ratio

نسبت مشروب

medicinal liquor

مشروب دارویی

acid liquor

مشروب اسیدی

green liquor

مشروب سبز

leach liquor

نوشیدنی لیک

red liquor

مشروب قرمز

filter liquor

مشروب فیلتر شده

corn steep liquor

مایع خیسانده ذرت

جملات نمونه

the liquor that o'erbrims the cup.

مایعی که از جام سرریز می‌شود.

The liquor did not agree with me.

نوشیدنی با من سازگار نبود.

liquor is sold for consumption off the premises.

الکل به فروش می‌رسد تا در خارج از محل مصرف شود.

supplying alcoholic liquor for consumption on the premises.

تأمین مشروبات الکلی برای مصرف در محل.

was all liquored up.

کاملاً مایعات داشت.

potent liquor; a potent toxin.

مایع قوی؛ یک سم قوی.

sit down amid a lot of bottles and liquor up

در میان تعداد زیادی بطری و مشروبات الکلی بنشینید.

He keeps away from liquor and tobacco.

او از مشروب و دخانیوت اجتناب می‌کند.

They were prosecuted for illicit liquor selling.

آنها به دلیل فروش غیرقانونی مشروبات الکلی مورد پیگرد قانونی قرار گرفتند.

The results showed that liquor stored in open-air pottery demijohn could shorten aging time and improve liquor quality.

نتایج نشان داد که نگهداری مشروب در دیمجون سفالی فضای باز می تواند زمان پیر شدن را کوتاه کرده و کیفیت مشروب را بهبود بخشد.

Silicofluoride acid radical of the mother liquor will be transformed into sodium silicofluoride if excess sodium chloride was added,and the mother liquor was refined.

اگر سدیم کلرید اضافی اضافه شود و مایع مادر پالایش شود، رادیکال اسید سیلی‌فلوئورید به سیلی‌فلوئورید سدیم تبدیل خواهد شد.

Butter liquor dishes are good to match with full-vinosity white wine.

ظروف مایع کره برای مطابقت با شراب سفید با ویسکوزیته کامل خوب هستند.

He tasted different kinds of spirituous liquors in drops.

او انواع مختلف مشروبات الکلی را در قطره چشید.

excises on tobacco, liquor, and long-distance telephone calls.

عوارض بر تنباکو، مشروبات الکلی و تماس های تلفنی راه دور.

sobriety of décor); both nouns denote moderation in or abstinence from the consumption of alcoholic liquor:

sobriety of décor); هر دو اسم به معنای اعتدال یا خودداری از مصرف مشروبات الکلی است:

He had been pretty well liquored up by hisfriends by the time she found him.

تا زمانی که او را پیدا کرد، دوستانش او را به خوبی مایعات داده بودند.

On the basis of twenty years' accumulation, Jiangkouchun Group develop a colored liquor, Elide.

بر اساس بیست سال تجمع، گروه جیانگکوچون یک نوشیدنی رنگی به نام الید توسعه داد.

This technology is used in the filtration of cuprammonia liquor in the cuprammonia wash section of an ammonia plant with satisfactory results...

این فناوری در فیلتراسیون لیکور مس‌آمونیا در بخش شستشوی مس‌آمونیا در یک کارخانه آمونیاک با نتایج رضایت‌بخش استفاده می‌شود...

The colorimetry of sulfuric acid and p-Dimethylaminobenzaldehyde used to determinate the fusel oil of alcoholic liquor,but it occurs deviation.

کالیبراسیون رنگ اسید سولفوریک و p-دی‌متیلامینوبنزآلدهید برای تعیین روغن فیوزیل در مشروبات الکلی استفاده می‌شود، اما انحرافی رخ می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید