intoxicating

[ایالات متحده]/ɪn'tɒksɪ,keɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ɪn'tɑksɪketɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. هیجان‌انگیز; جذاب; مهیج; تقطیر شده.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریintoxicating

جملات نمونه

an intoxicating experience

یک تجربه مسحربه‌کننده

the intoxicating touch of freedom.

لمس مست کننده آزادی

On summer evenings the flowers gave forth an almost intoxicating scent.

در شب‌های تابستان، گل‌ها عطر تقریباً مست کننده ای از خود ساطع می‌کردند.

Serena's mysterious ways bedazzle most mortals.She exudes an air of melancholy, which is intoxicating to Elven kind looking to the past for deliverance.

روش‌های مرموز سرنا بیشتر انسان‌ها را مجذوب می‌کند. او حالتی از غمگینی را ساطع می‌کند که برای الف‌هایی که به دنبال رهایی در گذشته هستند، مسحورکننده است.

Any of several mildly euphoriant, intoxicating hallucinogenic drugs, such as ganja, hashish, or marijuana, prepared from various parts of this plant.

هر یک از چندین داروی توهم‌زا، مسکر و سرخوش‌کننده با درجه خفيف، مانند گنجا، حشیش یا ماری جوانا، که از بخش‌های مختلف این گیاه تهیه شده است.

Her recent graduation from a skinny piccaninny with brief skirts and stiffly wrapped braids into the dignity of a long calico dress and starched white turban was an intoxicating affair.

خروج اخیر او از یک دختر لاغرپوست با دامن‌های کوتاه و بافته‌های سفت و محکم به سمت وقار یک لباس کالیكو بلند و توربان سفید اتوکشیده یک رویداد مسحورکننده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید