liver-related issues
مشکلات مرتبط با کبد
liver-related symptoms
симptomهای مرتبط با کبد
liver-related disease
بیماریهای مرتبط با کبد
liver-related tests
آزمایشهای مرتبط با کبد
liver-related pain
درد مرتبط با کبد
liver-related function
وظیفه مرتبط با کبد
liver-related medication
داروی مرتبط با کبد
liver-related complications
پیچیدگیهای مرتبط با کبد
liver-related research
پژوهشهای مرتبط با کبد
liver-related scans
اسکنهای مرتبط با کبد
she underwent a liver-related transplant due to cirrhosis.
او به دلیل سیروز، یک پیوند مرتبط با کبد را تجربه کرد.
his doctor recommended lifestyle changes to improve his liver-related health.
پزشک او تغییرات در سبک زندگی را برای بهبود سلامتی مرتبط با کبدش توصیه کرد.
the study focused on liver-related diseases in children.
این مطالعه روی بیماریهای مرتبط با کبد در کودکان متمرکز بود.
excessive alcohol consumption can lead to serious liver-related problems.
مصرف بیش از حد الکل میتواند منجر به مشکلات جدی مرتبط با کبد شود.
regular blood tests are crucial for monitoring liver-related function.
تستهای خون منظم برای نظارت بر عملکرد مرتبط با کبد حیاتی هستند.
he was experiencing fatigue and other liver-related symptoms.
او علائم خستگی و سایر علائم مرتبط با کبد را تجربه میکرد.
the patient's liver-related enzymes were elevated.
آنزیمهای مرتبط با کبد بیمار افزایش یافته بود.
the medication has potential liver-related side effects.
این دارو عوارض جانبی احتمالی مرتبط با کبد دارد.
early detection is key in managing liver-related conditions.
تشخیص زودهنگام در مدیریت بیماریهای مرتبط با کبد کلیدی است.
the specialist performed a thorough liver-related examination.
متخصص یک معاینه جامع مرتبط با کبد انجام داد.
vaccination can prevent some common liver-related infections.
تزریق واکسن میتواند از برخی عفونتهای مرتبط با کبد پیشگیری کند.
she has a family history of liver-related illnesses.
او سابقه خانوادگی بیماریهای مرتبط با کبد دارد.
liver-related issues
مشکلات مرتبط با کبد
liver-related symptoms
симptomهای مرتبط با کبد
liver-related disease
بیماریهای مرتبط با کبد
liver-related tests
آزمایشهای مرتبط با کبد
liver-related pain
درد مرتبط با کبد
liver-related function
وظیفه مرتبط با کبد
liver-related medication
داروی مرتبط با کبد
liver-related complications
پیچیدگیهای مرتبط با کبد
liver-related research
پژوهشهای مرتبط با کبد
liver-related scans
اسکنهای مرتبط با کبد
she underwent a liver-related transplant due to cirrhosis.
او به دلیل سیروز، یک پیوند مرتبط با کبد را تجربه کرد.
his doctor recommended lifestyle changes to improve his liver-related health.
پزشک او تغییرات در سبک زندگی را برای بهبود سلامتی مرتبط با کبدش توصیه کرد.
the study focused on liver-related diseases in children.
این مطالعه روی بیماریهای مرتبط با کبد در کودکان متمرکز بود.
excessive alcohol consumption can lead to serious liver-related problems.
مصرف بیش از حد الکل میتواند منجر به مشکلات جدی مرتبط با کبد شود.
regular blood tests are crucial for monitoring liver-related function.
تستهای خون منظم برای نظارت بر عملکرد مرتبط با کبد حیاتی هستند.
he was experiencing fatigue and other liver-related symptoms.
او علائم خستگی و سایر علائم مرتبط با کبد را تجربه میکرد.
the patient's liver-related enzymes were elevated.
آنزیمهای مرتبط با کبد بیمار افزایش یافته بود.
the medication has potential liver-related side effects.
این دارو عوارض جانبی احتمالی مرتبط با کبد دارد.
early detection is key in managing liver-related conditions.
تشخیص زودهنگام در مدیریت بیماریهای مرتبط با کبد کلیدی است.
the specialist performed a thorough liver-related examination.
متخصص یک معاینه جامع مرتبط با کبد انجام داد.
vaccination can prevent some common liver-related infections.
تزریق واکسن میتواند از برخی عفونتهای مرتبط با کبد پیشگیری کند.
she has a family history of liver-related illnesses.
او سابقه خانوادگی بیماریهای مرتبط با کبد دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید