loathe

[ایالات متحده]/ləʊð/
[بریتانیا]/loð/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به شدت نفرت داشتن، احساس disgust یا aversion شدید داشتن، به شدت dislike کردن.
Word Forms
زمان گذشتهloathed
قسمت سوم فعلloathed
شکل سوم شخص مفردloathes
صفت یا فعل حال استمراریloathing

جملات نمونه

loathe the sight of food

منظره غذا را متنفر هستم

I loathe that woman.

من از آن زن متنفرم.

she loathed him on sight.

او فوراً از او متنفر بود.

I loathe washing dishes.

من از شستن ظرفها متنفرم.

You loathe the smell of greasy food when you are seasick.

شما بوی غذای چرب را وقتی دریا زده‌اید، متکبر می‌شوید.

I loathe having to get up so early in the morning!

من از اینکه مجبورم خیلی زود صبح از خواب بیدار شوم متنفرم!

Baker loathed going to this red-haired young pup for supplies.

بیکر از رفتن به سراغ این جوان سرخ مو برای تهیه لوازم مورد نیاز خوشش نمی آمد.

loathe, pertinacious, impenitent, refractory, obstinate, grudging, obdurate, mutinous, recalcitrant.

منفر، مصمم، بی‌توبه، سرسخت، سرسخت، اکراه، سنگدل، شورشی، نافرمان.

نمونه‌های واقعی

The cows hated them. The horses detested them. The sheep loathed them.

گاوها از آنها متنفر بودند. اسب ها از آنها بیزار بودند. گوسفندها از آنها نفرت داشتند.

منبع: Charlotte's Web

Notice that boredom shares a spoke with disgust and loathing.

توجه داشته باشید که خستگی یک نقطه مشترک با انزجار و نفرت دارد.

منبع: Mind Field Season 1

The loathe of your life is at the bar.

نفرت زندگی شما در بار است.

منبع: Sex and the City Selected Highlights

It is without doubt my most loathed article of furniture.

بدون شک، منزجر کننده ترین وسیله مبلمان من است.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

Won't it mean anything to you to know that people loathe and despise you? No.

آیا این به شما هیچ معنایی نمی دهد که بدانید مردم از شما نفرت دارند و شما را تحقیر می کنند؟ نه.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

Because for some people to love it, others must loathe it.

زیرا برای اینکه برخی از مردم آن را دوست داشته باشند، دیگران باید از آن متنفر باشند.

منبع: "JK Rowling: A Year in the Life"

" He absolutely loathes me, " Edward said cheerfully.

او از من واقعا متنفر است، ادوارد با خوشحالی گفت.

منبع: Twilight: Eclipse

But the proud locals loathe Richard.

اما مردم محلی مغرور از ریچارد متنفرند.

منبع: The Economist - Arts

Lenina shuddered. " How I loathe intravenals, don't you? "

لنینا لرزید. " چه قدر از تزریق وریدی بیزارم، شما چی؟"

منبع: Brave New World

" I hated it, " she said bitterly. " I loathed it."

من از آن متنفر بودم،" او تلخ گفت. " من از آن بیزار بودم.

منبع: Selected Short Stories of Hemingway

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید