loathes

[ایالات متحده]/ləʊðz/
[بریتانیا]/loʊðz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. احساس تنفر یا انزجار شدید کردن؛ به شدت دوست نداشتن

عبارات و ترکیب‌ها

loathes to admit

ناراحت از پذیرفتن

loathes the idea

از این ایده خوش ندارد

loathes being judged

از قضاوت شدن خوش ندارد

loathes the thought

از این فکر خوش ندارد

loathes confrontation

از مواجهه اجتناب می کند

loathes the noise

از صداها خوش ندارد

loathes the taste

از طعم خوش ندارد

loathes change

تغییر را دوست ندارد

loathes the weather

از هوا خوش ندارد

loathes the crowd

از جمعیت خوش ندارد

جملات نمونه

she loathes waking up early in the morning.

او از بیدار شدن زود صبح بیزاری دارد.

he loathes the taste of broccoli.

او از طعم بروکلی بیزار است.

many people loathe doing household chores.

بسیاری از مردم از انجام کارهای خانه بیزارند.

she loathes the idea of moving to a new city.

او از ایده نقل مکان به یک شهر جدید بیزار است.

he loathes the thought of public speaking.

او از فکر صحبت کردن در جمع بیزار است.

they loathe waiting in long lines.

آنها از انتظار در صف‌های طولانی بیزارند.

she loathes the cold winter weather.

او از هوای سرد زمستانی بیزار است.

he loathes being interrupted during meetings.

او از قطع شدن در حین جلسات بیزار است.

she loathes the sound of loud music.

او از صدای موسیقی بلند بیزار است.

he loathes the smell of fish cooking.

او از بوی ماهی سرخ شده بیزار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید