loaves

[ایالات متحده]/ləʊvz/
[بریتانیا]/loʊvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قطعات بزرگ خوراکی پخته شده

عبارات و ترکیب‌ها

fresh loaves

نان تازه

baked loaves

نان پخته

whole loaves

نان کامل

sliced loaves

نان برش خورده

large loaves

نان بزرگ

small loaves

نان کوچک

stale loaves

نان کهنه

loaves of bread

نان سنگک

artisan loaves

نان دست‌ساز

crusty loaves

نان پوستی

جملات نمونه

she bought two loaves of bread from the bakery.

او دو لوت لوح نان از نانوایی خرید.

we need to bake some loaves for the party.

ما نیاز داریم مقداری نان را برای مهمانی بپزیم.

he sliced the loaves and served them with butter.

او نان‌ها را برش زد و با کره سرو کرد.

they often make loaves of sourdough at home.

آنها اغلب نان‌های سوخاری را در خانه درست می‌کنند.

loaves of bread were stacked neatly on the shelf.

نان‌ها به طور مرتب روی قفسه چیده شده بودند.

she enjoys experimenting with different types of loaves.

او از آزمایش با انواع مختلف نان لذت می‌برد.

he delivered fresh loaves to the local grocery store.

او نان‌های تازه را به فروشگاه مواد غذایی محلی تحویل داد.

we can make sandwiches with the leftover loaves.

ما می‌توانیم با نان‌های باقی‌مانده ساندویچ درست کنیم.

loaves of bread are essential for a good breakfast.

نان‌ها برای یک صبحانه خوب ضروری هستند.

he always buys a few loaves every week.

او همیشه چند لوت نان را هر هفته می‌خرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید