slices

[ایالات متحده]/slaɪsɪz/
[بریتانیا]/slaɪsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برش‌های جمع; قسمت‌ها; قطعات نازک بریده شده از یک شیء بزرگ
v. فرم شخص سوم مفرد از برش; بریدن به قطعات نازک

عبارات و ترکیب‌ها

thin slices

برش‌های نازک

thick slices

برش‌های ضخیم

fresh slices

برش‌های تازه

round slices

برش‌های گرد

crispy slices

برش‌های ترد

large slices

برش‌های بزرگ

small slices

برش‌های کوچک

baked slices

برش‌های پخته

sweet slices

برش‌های شیرین

savory slices

برش‌های خوشمزه

جملات نمونه

she cut the cake into several slices.

او کیک را به چند قطعه برش زد.

he enjoys eating slices of fresh fruit.

او از خوردن برش های میوه تازه لذت می برد.

the recipe calls for thin slices of meat.

دستور غذا نیاز به برش های نازک گوشت دارد.

we served the pizza in large slices.

ما پیتزا را به صورت قطعات بزرگ سرو کردیم.

she layered the cake with slices of chocolate.

او کیک را با برش های شکلات لایه بندی کرد.

he ordered two slices of pepperoni pizza.

او دو برش پیتزای پپرونی سفارش داد.

they shared slices of bread at the table.

آنها برش های نان را روی میز با هم تقسیم کردند.

she garnished the dish with slices of lemon.

او غذا را با برش های لیمو تزئین کرد.

he placed slices of cheese on the sandwich.

او برش های پنیر را روی ساندویچ گذاشت.

we enjoyed slices of cake during the party.

ما از برش های کیک در طول مهمانی لذت بردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید