lobsters

[ایالات متحده]/ˈlɒbstəz/
[بریتانیا]/ˈlɑːbstərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع شکل لابستر; سخت‌پوستان دریایی قابل خوردن; گوشت لابستر

عبارات و ترکیب‌ها

fresh lobsters

میگوهای تازه

lobsters dinner

شام میگو

lobsters trap

تله میگو

lobsters boil

جوشاندن میگو

lobsters market

بازار میگو

lobsters feast

جشن میگو

lobsters season

فصل میگو

lobsters recipe

دستور العمل میگو

lobsters catch

گرفتن میگو

lobsters grill

کباب کردن میگو

جملات نمونه

we enjoyed a delicious dinner of lobsters.

ما از یک شام خوشمزه لابستر لذت بردیم.

many restaurants serve fresh lobsters in the summer.

بسیاری از رستوران ها در تابستان لابستر تازه سرو می کنند.

lobsters are often considered a delicacy.

لابسترها اغلب به عنوان یک غذای خاص در نظر گرفته می شوند.

cooking lobsters requires special techniques.

پخت لابسترها نیاز به تکنیک های خاص دارد.

we went to a seafood market to buy lobsters.

ما برای خرید لابستر به یک بازار غذاهای دریایی رفتیم.

lobsters can be boiled or grilled for a tasty meal.

لابسترها را می توان برای یک وعده غذایی خوشمزه آب پز یا گریل کرد.

some people are allergic to lobsters.

برخی از افراد به لابسترها آلرژی دارند.

we celebrated our anniversary with a feast of lobsters.

ما سالگرد ازدواج خود را با یک جشن لابستر جشن گرفتیم.

in maine, lobsters are a major part of the economy.

در مین، لابسترها بخش مهمی از اقتصاد هستند.

he caught a huge lobster while fishing.

او در حین ماهیگیری یک لابستر بزرگ گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید