boil water
جوشاندن آب
boil eggs
جوشاندن تخم مرغ
boil pasta
جوشاندن پاستا
boil rice
جوشاندن برنج
boil vegetables
جوشاندن سبزیجات
boil down
کاهش دادن
boil over
سر رفتن
boil up
جوشیدن
on the boil
در حال جوش
boil dry
خشک شدن در حین جوشاندن
boil off
تبخیر شدن
off the boil
خارج از جوش
the kettle's on the boil .
کتلی در حال جوش است.
boil sth. in their jackets
آنها را در جاکت هایشان بجوشانید.
boil the maple sap.
شیرهی افرا را بجوشانید.
I'll boil up the stock.
من آب گوشت را بجوشانم.
a kettle of boiling water.
دیگ آب جوش.
The milk is boiling over.
شیر در حال سر رفتن است.
boil potatoes. Figurativelyboil pertains to intense agitation:
جوشاندن سیب زمینی. به طور مجازی، جوشیدن به معنای آشفتگی شدید است:
they boil down the syrup until it is very thick.
آنها شربت را تا زمانی که خیلی غلیظ شود، کاهش میدهند.
Saturday is forecast to be boiling and sunny.
پیشبینی میشود شنبه بسیار گرم و آفتابی باشد.
steep the tea in boiling water
چای را در آب جوش خیس کنید.
boil all the goodness out of coffee
تمام خوبیهای قهوه را از بین ببرید.
boiled down the complex document.
سند پیچیده را خلاصه کرد.
She boiled with resentment.
او از کینه خشمگین بود.
The water boiled away.
آب تبخیر شد.
boil water
جوشاندن آب
boil eggs
جوشاندن تخم مرغ
boil pasta
جوشاندن پاستا
boil rice
جوشاندن برنج
boil vegetables
جوشاندن سبزیجات
boil down
کاهش دادن
boil over
سر رفتن
boil up
جوشیدن
on the boil
در حال جوش
boil dry
خشک شدن در حین جوشاندن
boil off
تبخیر شدن
off the boil
خارج از جوش
the kettle's on the boil .
کتلی در حال جوش است.
boil sth. in their jackets
آنها را در جاکت هایشان بجوشانید.
boil the maple sap.
شیرهی افرا را بجوشانید.
I'll boil up the stock.
من آب گوشت را بجوشانم.
a kettle of boiling water.
دیگ آب جوش.
The milk is boiling over.
شیر در حال سر رفتن است.
boil potatoes. Figurativelyboil pertains to intense agitation:
جوشاندن سیب زمینی. به طور مجازی، جوشیدن به معنای آشفتگی شدید است:
they boil down the syrup until it is very thick.
آنها شربت را تا زمانی که خیلی غلیظ شود، کاهش میدهند.
Saturday is forecast to be boiling and sunny.
پیشبینی میشود شنبه بسیار گرم و آفتابی باشد.
steep the tea in boiling water
چای را در آب جوش خیس کنید.
boil all the goodness out of coffee
تمام خوبیهای قهوه را از بین ببرید.
boiled down the complex document.
سند پیچیده را خلاصه کرد.
She boiled with resentment.
او از کینه خشمگین بود.
The water boiled away.
آب تبخیر شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید