locator

[ایالات متحده]/ləʊˈkeɪtə/
[بریتانیا]/loʊˈkeɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی برای تعیین موقعیت; رادار یا دستگاه موقعیت یابی رادیویی; دستگاه ورودی برای موقعیت یابی; شیء نشان دهنده مکان; زمین
Word Forms
جمعlocators

عبارات و ترکیب‌ها

location locator

یافت‌کن موقعیت مکانی

address locator

یافت‌کن آدرس

map locator

یافت‌کن نقشه

service locator

یافت‌کن خدمات

store locator

یافت‌کن فروشگاه

phone locator

یافت‌کن تلفن

gps locator

یافت‌کن GPS

vehicle locator

یافت‌کن وسیله نقلیه

user locator

یافت‌کن کاربر

finder locator

یافت‌کن یابنده

جملات نمونه

she used a locator to find her lost keys.

او از یک مکان‌یاب برای پیدا کردن کلیدهای گم‌شده‌اش استفاده کرد.

the gps locator helped us navigate through the city.

مکان‌یاب GPS به ما کمک کرد تا از شهر عبور کنیم.

he is a locator for the missing persons department.

او یک مکان‌یاب برای بخش افراد گمشده است.

using a locator can save you a lot of time.

استفاده از یک مکان‌یاب می‌تواند در زمان شما صرفه‌جویی کند.

the locator app is very useful for travelers.

برنامه مکان‌یاب برای مسافران بسیار مفید است.

they installed a locator in their new car.

آنها یک مکان‌یاب در ماشین جدید خود نصب کردند.

she relied on a locator to track her fitness progress.

او برای پیگیری پیشرفت تناسب اندام خود به یک مکان‌یاب اعتماد کرد.

the locator system can pinpoint your exact location.

سیستم مکان‌یاب می‌تواند موقعیت دقیق شما را مشخص کند.

he works as a locator for a tech company.

او به عنوان یک مکان‌یاب برای یک شرکت فناوری کار می‌کند.

the locator feature on the phone is very accurate.

ویژگی مکان‌یاب در تلفن همراه بسیار دقیق است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید