obscurer

[ایالات متحده]/əbˈskjʊə/
[بریتانیا]/əbˈskjʊr/

ترجمه

adj. بیشتر مبهم; کمتر شناخته شده یا مهم; دشوار برای درک; نامشخص

عبارات و ترکیب‌ها

the obscurer choice

انتخاب مبهم‌تر

obscurer details

جزئیات مبهم‌تر

obscurer meanings

معانی مبهم‌تر

obscurer facts

حقایق مبهم‌تر

the obscurer version

نسخه مبهم‌تر

obscurer references

ارجاعات مبهم‌تر

obscurer context

زمینه مبهم‌تر

obscurer sources

منابع مبهم‌تر

the obscurer path

مسیر مبهم‌تر

obscurer implications

پیامدهای مبهم‌تر

جملات نمونه

the details of the incident became obscurer over time.

جزئیات حادثه با گذشت زمان مبهم‌تر شد.

his explanation was obscurer than i expected.

توضیحات او مبهم‌تر از آن چیزی بود که انتظار داشتم.

as the night fell, the path grew obscurer.

همانطور که شب فرا می‌رسید، مسیر مبهم‌تر می‌شد.

she found the meaning of the poem increasingly obscurer.

او معنای شعر را به طور فزاینده‌ای مبهم‌تر یافت.

his motives seemed obscurer than before.

انگیزه های او مبهم تر از قبل به نظر می رسید.

the rules of the game became obscurer with each round.

قوانین بازی با هر دور مبهم‌تر می‌شد.

over the years, the history of the town has become obscurer.

در طول سالها، تاریخ شهر مبهم‌تر شده است.

her explanations only made the topic obscurer.

توضیحات او فقط موضوع را مبهم‌تر کرد.

the instructions were obscurer than they needed to be.

دستورالعمل ها مبهم تر از آن چیزی بودند که نیاز داشتند.

as we discussed, the concept grew obscurer.

همانطور که بحث کردیم، مفهوم مبهم تر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید