locomotions

[ایالات متحده]/ləʊkəˈməʊʃənz/
[بریتانیا]/loʊkəˈmoʊʃənz/

ترجمه

n. عمل یا فرآیند حرکت از یک مکان به مکان دیگر

عبارات و ترکیب‌ها

animal locomotions

حرکات حیوانات

human locomotions

حرکات انسان

mechanical locomotions

حرکات مکانیکی

locomotions analysis

تجزیه و تحلیل حرکات

locomotions patterns

الگوهای حرکتی

locomotions system

سیستم حرکتی

locomotions skills

مهارت های حرکتی

locomotions studies

مطالعات حرکتی

locomotions control

کنترل حرکات

locomotions functions

توابع حرکتی

جملات نمونه

different animals have unique locomotions.

حیوانات مختلف، رفتارهای حرکتی منحصر به فردی دارند.

the study of locomotions helps us understand animal behavior.

مطالعه حرکات به ما کمک می کند رفتار حیوانات را درک کنیم.

human locomotions can vary based on age and fitness level.

حرکات انسان می تواند بر اساس سن و سطح آمادگی جسمانی متفاوت باشد.

locomotions in water differ significantly from those on land.

حرکات در آب به طور قابل توجهی با حرکات در خشکی متفاوت است.

robotics often mimics natural locomotions for better efficiency.

رباتیک اغلب برای افزایش کارایی، حرکات طبیعی را تقلید می کند.

studying locomotions can reveal insights into evolution.

مطالعه حرکات می تواند بینش هایی در مورد تکامل نشان دهد.

children's locomotions develop as they grow and explore.

حرکات کودکان با رشد و کشف آنها توسعه می یابد.

locomotions are crucial for survival in the animal kingdom.

حرکات برای بقا در پادشاهی حیوانات حیاتی هستند.

some species exhibit unusual locomotions to evade predators.

برخی از گونه ها برای فرار از شکارچیان، رفتارهای حرکتی غیرمعمولی نشان می دهند.

locomotions can be influenced by environmental factors.

حرکات می تواند تحت تأثیر عوامل محیطی قرار گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید