lodged

[ایالات متحده]/lɒdʒd/
[بریتانیا]/lɑːdʒd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته lodge; به طور موقت ماندن; جاسازی کردن; متعلق بودن به (حقوق، اختیار و غیره)

عبارات و ترکیب‌ها

lodged complaint

شکایت ثبت کرد

lodged appeal

کفایت ثبت کرد

lodged request

درخواست ثبت کرد

lodged objection

اعتراض ثبت کرد

lodged claim

ادعا ثبت کرد

lodged application

درخواست ثبت کرد

lodged document

سند ثبت کرد

lodged evidence

گواهی ثبت کرد

lodged report

گزارش ثبت کرد

جملات نمونه

the complaint was lodged with the local authorities.

شکایت به مقامات محلی ارائه شد.

she lodged a formal application for the job.

او یک درخواست رسمی برای شغل ارائه داد.

they lodged a protest against the new policy.

آنها علیه سیاست جدید اعتراض کردند.

the tenant lodged a request for repairs.

مستاجی درخواست تعمیرات ارائه داد.

he lodged a complaint about the noise.

او در مورد سر و صدا شکایت کرد.

the evidence was lodged in the case file.

شواهد در پرونده ثبت شد.

she lodged her opinion in the meeting.

او نظر خود را در جلسه ارائه داد.

several appeals were lodged after the verdict.

چندین درخواست تجدیدنظر پس از حکم ارائه شد.

the application was lodged before the deadline.

درخواست قبل از مهلت مقرر ارائه شد.

the documents were lodged with the court.

اسناد به دادگاه ارائه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید