looming

[ایالات متحده]/'lʊmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظهور سراب در فاصله؛ ظاهر شدن چیزی بزرگ و نامشخص؛ حس مبهمی از چیزی
adj. مبهم و نامشخص؛ نزدیک شدن یا در شرف وقوع
v. نزدیک شدن؛ به طور مبهم قابل مشاهده بودن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریlooming

عبارات و ترکیب‌ها

looming deadline

مهلت تعیین شده قریب الشأن

looming threat

تهدید قریب الشأن

جملات نمونه

The foothills were looming ahead through the haze.

دامنه‌ها در میان مه غبارآلود در پیش رو خودنمایی می‌کردند.

With the local elections looming large, the Conservative party is beginning to look nervous.

با توجه به نزدیک شدن انتخابات محلی، حزب محافظه کار شروع به اضطراب نشان دادن کرده است.

I know from my own experience in France that with the end of your career looming, older players can sometimes overachieve, have a last hurrah and briefly roll back the years.

من از تجربه شخصی خود در فرانسه می‌دانم که با نزدیک شدن به پایان دوران حرفه‌ای شما، بازیکنان مسن‌تر گاهی اوقات می‌توانند از حد انتظار بهتر عمل کنند، آخرین تلاش خود را داشته باشند و به طور خلاصه سال‌ها را به عقب برگردانند.

نمونه‌های واقعی

The latest unperson in the latest looming scandal.

آخرین فرد حذف شده در آخرین رسوایی قریب الوقوع.

منبع: Homeland Season 5

Everybody could feel there was a disaster looming.

هر کسی می‌توانست احساس کند فاجعه‌ای در حال وقوع است.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

Usually, with the games looming, there are concerns about readiness.

معمولاً، با نزدیک شدن بازی‌ها، نگرانی‌هایی در مورد آمادگی وجود دارد.

منبع: CNN 10 Student English December 2017 Collection

My wife and I lectured about this looming danger twenty years ago.

همسرم و من بیست سال پیش درباره این خطر قریب الوقوع سخنرانی کردیم.

منبع: Past exam papers of the English reading section for the postgraduate entrance examination (English I).

The fact that death is looming is what makes life so special.

این واقعیت که مرگ در حال وقوع است، باعث می‌شود زندگی آنقدر خاص باشد.

منبع: Asap SCIENCE Selection

Out on the graceful avenues and boulevards of Paris, a battle has been looming.

در خیابان‌ها و بلوارهای زیبا و دلنشین پاریس، نبردی در حال وقوع بوده است.

منبع: CNN 10 Student English October 2021 Collection

Starts with an L. - Oh, looming.

با حرف L شروع می‌شود - اوه، قریب الوقوع.

منبع: Go blank axis version

" So many troubles looming ahead, " he thought.

" مشکلات زیادی در پیش است، " او فکر کرد.

منبع: The meaning of solitude.

In northwestern Iraq, a battle is looming.

در شمال غربی عراق، نبردی در حال وقوع است.

منبع: CNN Selected November 2015 Collection

While there is optimism, there are looming concerns.

در حالی که خوش بینی وجود دارد، نگرانی های قریب الوقوع وجود دارد.

منبع: VOA Standard English_Americas

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید