loophole

[ایالات متحده]/ˈluːphəʊl/
[بریتانیا]/ˈluːphoʊl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درگاه تفنگ; سوراخ تهویه; ضعف در یک سیستم; سوراخ گلوله.
Word Forms
قسمت سوم فعلloopholed
جمعloopholes
زمان گذشتهloopholed

عبارات و ترکیب‌ها

legal loophole

اشکال قانونی

exploit a loophole

از یک راه فرار استفاده کردن

find a loophole

یک راه فرار پیدا کردن

close a loophole

بستن یک راه فرار

جملات نمونه

They tightened the loopholes in those acts.

آنها نقاط ضعف موجود در آن قوانین را بستند.

a loophole enabling workers to take unnecessary sick leave

یک راه فرسا که به کارمندان این امکان را می‌دهد تا مرخصی استعلاجی غیرضروری بگیرند.

he made millions sniffing out tax loopholes for companies.

او با شناسایی نقاط ضعف مالیاتی برای شرکت‌ها، میلیون‌ها دلار به دست آورد.

2. that donjon keep, much more pierced with loopholes than with windows; that drawbridge, always raised; that portcullis, always lowered,--is the Bastille.

2. آن برج نگهبانی، که بیشتر با سوراخ ها سوراخ شده تا پنجره ها؛ آن پل متحرک، همیشه بالا رفته؛ آن بست، همیشه پایین آمده،--با Bastille است.

exploit a legal loophole

از یک راه فرسایی قانونی استفاده کنید

find a loophole in the system

یک راه فرسایی در سیستم پیدا کنید

close a tax loophole

یک راه فرسایی مالیاتی را ببندید

use a loophole to avoid paying taxes

از یک راه فرسایی برای اجتناب از پرداخت مالیات استفاده کنید

discover a loophole in the contract

یک راه فرسایی در قرارداد کشف کنید

patch up a security loophole

یک راه فرسایی امنیتی را ترمیم کنید

exploit a loophole in the rules

از یک راه فرسایی در قوانین استفاده کنید

benefit from a regulatory loophole

از یک راه فرسایی قانونی بهره مند شوید

expose a loophole in the policy

یک راه فرسایی در سیاست را آشکار کنید

create a loophole for themselves

یک راه فرسایی برای خودشان ایجاد کنید

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید