loosely tied
به طور شل بسته شده
loosely based
به طور شل بر اساس
loosely connected
به هم مرتبط نبودن
loosely defined
به طور سست تعریف شده
loosely organized
به طور شل سازماندهی شده
loosely interpreted
به طور شل تفسیر شده
a very loosely structured organization
یک سازمان بسیار غیرساختاریافته
A cofactor bound loosely to the apoenzyme and readily separable from it is a coenzyme.
یک کوفاکتور که به طور سست به آپوآنزیم متصل است و به راحتی از آن جدا می شود، کوآنزیم است.
a loosely organized confederacy of allies
یک کنفدراسیون آزادانه سازمان یافته از متحدان
an offensive by seven loosely allied guerrilla groups
یک حمله تهاجمی توسط هفت گروه چریکی به طور پراکنده متحد
He had lost weight and the suit hung loosely on him.
او وزن از دست داده بود و لباس روی او به طور سست آویزان بود.
the scarves were knotted loosely around their throats.
شالها به طور شل در اطراف گردنهایشان گره خورده بودند.
He wore plimsolls, loosely tied with bits of string.
او کفش ورزشی پوشیده بود که به طور سست با تکه های طناب بسته شده بود.
His shaggy grey hair fell loosely across his brow.
موهای خاکستری و نامرتبش به طور سست روی پیشانی اش ریخته بود.
I worked loosely with the oils, allowing colours to bleed into one another.
من به طور آزادانه با رنگدانهها کار کردم و به رنگها اجازه دادم تا به یکدیگر نشت کنند.
Trama The inner tissue of the gills in basidiomycete fungi that is made up of loosely packed hyphae.
تراما بافت داخلی غدهها در قارچهای باسیومیست که از هایفای به هم پیوسته تشکیل شده است.
A nineteenth-century adventure yarn , loosely derived from a poem by Lord Byron , Le Corsaire tells of harems , abductions , pirates , pashas , slave girls , treachery , true love and a shipwreck.
داستان ماجراجویانه قرن نوزدهم، که به طور سست از شعری از لرد برایتون اقتباس شده است، از حرمسراها، آدمرباییها، دزدان دریایی، پاشاها، دختران برده، خیانت، عشق واقعی و یک کشتی شکسته میگوید.
loosely tied
به طور شل بسته شده
loosely based
به طور شل بر اساس
loosely connected
به هم مرتبط نبودن
loosely defined
به طور سست تعریف شده
loosely organized
به طور شل سازماندهی شده
loosely interpreted
به طور شل تفسیر شده
a very loosely structured organization
یک سازمان بسیار غیرساختاریافته
A cofactor bound loosely to the apoenzyme and readily separable from it is a coenzyme.
یک کوفاکتور که به طور سست به آپوآنزیم متصل است و به راحتی از آن جدا می شود، کوآنزیم است.
a loosely organized confederacy of allies
یک کنفدراسیون آزادانه سازمان یافته از متحدان
an offensive by seven loosely allied guerrilla groups
یک حمله تهاجمی توسط هفت گروه چریکی به طور پراکنده متحد
He had lost weight and the suit hung loosely on him.
او وزن از دست داده بود و لباس روی او به طور سست آویزان بود.
the scarves were knotted loosely around their throats.
شالها به طور شل در اطراف گردنهایشان گره خورده بودند.
He wore plimsolls, loosely tied with bits of string.
او کفش ورزشی پوشیده بود که به طور سست با تکه های طناب بسته شده بود.
His shaggy grey hair fell loosely across his brow.
موهای خاکستری و نامرتبش به طور سست روی پیشانی اش ریخته بود.
I worked loosely with the oils, allowing colours to bleed into one another.
من به طور آزادانه با رنگدانهها کار کردم و به رنگها اجازه دادم تا به یکدیگر نشت کنند.
Trama The inner tissue of the gills in basidiomycete fungi that is made up of loosely packed hyphae.
تراما بافت داخلی غدهها در قارچهای باسیومیست که از هایفای به هم پیوسته تشکیل شده است.
A nineteenth-century adventure yarn , loosely derived from a poem by Lord Byron , Le Corsaire tells of harems , abductions , pirates , pashas , slave girls , treachery , true love and a shipwreck.
داستان ماجراجویانه قرن نوزدهم، که به طور سست از شعری از لرد برایتون اقتباس شده است، از حرمسراها، آدمرباییها، دزدان دریایی، پاشاها، دختران برده، خیانت، عشق واقعی و یک کشتی شکسته میگوید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید