tightly

[ایالات متحده]/'taitli/
[بریتانیا]/ˈtaɪtlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور محکم; به طور ایمن

عبارات و ترکیب‌ها

hold tightly

محکم نگه دار

squeeze tightly

فشار دادن محکم

close tightly

سفت ببند

clutch tightly

سفت بچسبان

grip tightly

سفت نگه داشتن

tightly coupled

به شدت جفت شده

جملات نمونه

the flag was tightly furled.

پرچم به شدت جمع شده بود.

The baby is tightly swaddled.

نوزاد به طور محکم در پارچه پیچیده شده است.

their long hair was tightly braided.

موهای بلند آنها به شدت بافته شده بود.

You pack in as tightly as you can.

شما تا جایی که ممکن است محکم بسته بندی می کنید.

Hold the ladder tightly and move up a rung at a time.

نردبان را محکم نگه دارید و یک به یک از نردبان بالا بروید.

He screwed the caps tightly onto the bottles.

او درپوش ها را به طور محکم روی بطری ها بست.

when the food is cold, overwrap it tightly with foil.

وقتی غذا سرد است، آن را به طور محکم با فویل بپوشانید.

Chockstone - Rock or stone tightly wedged in a crack.

چوکستون - سنگ یا سنگی که به طور محکم در شکاف گیر کرده است.

The young mother held her baby tightly in the arms.

مادر جوان نوزاد خود را محکم در آغوش گرفت.

The workers tightly packed the goods in the crate.

کارگران کالاها را به طور محکم در جعبه بسته بندی کردند.

He clung tightly to the raft to keep himself afloat.

او محکم به قایق چسبید تا خود را روی آب نگه دارد.

Make sure that the child is strapped tightly into the buggy.

مطمئن شوید که کودک به طور محکم در گاری بسته شده است.

Don't bunch the flowers up so tightly, you'll spoil them.

گل ها را خیلی محکم جمع نکنید، خرابشان خواهید کرد.

Grace pulled her cardigan tightly about herself.

گرس به شدت کاردیگان خود را دور خود جمع کرد.

James went to his daughter and hugged her tightly.

جیمز به دخترش رفت و او را محکم در آغوش گرفت.

Don't pack your clothes too tightly in the case or it will ruckle them up.

لباس های خود را خیلی محکم در کیف بسته بندی نکنید، در غیر این صورت آنها را چروک می کند.

The baby had thin, tightly adherent skin that causes arthrogryposis and respiratory insufficiency.

نوزاد دارای پوستی نازک و به شدت چسبنده بود که باعث آرتروگروپوز و نارسایی تنفسی می شود.

Major copper minerals are chalcocite and covellite which tightly associate with fine pyrite.

مواد معدنی مس اصلی کالکوسیت و کووللیت هستند که به طور محکم با پیرایت ریز همراه هستند.

نمونه‌های واقعی

Bandages spun up Ron's leg, strapping it tightly to a splint.

پانسمان‌ها دور پای رون پیچیده شده و آن را به طور محکم به یک اتل بسته بودند.

منبع: 3. Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

He clenched his fists tightly in his pockets.

او مشت های خود را محکم در جیب هایش مشت کرد.

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

It will rattle, so hold on tightly.

صدای آن برخورد خواهد کرد، پس محکم نگه دارید.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

Ali gripped the dirt tightly and clenched his jaw.

علی با تمام قدرت خاک را در دست گرفت و چانه اش را مشت کرد.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

Hold on tightly to the handle.

دسته را محکم نگه دارید.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

Holding bones together tightly, that is the point.

نگه داشتن استخوان ها به طور محکم کنار هم، این نکته است.

منبع: Children's Encyclopedia Song

John gripped the coins tightly in his palm.

جان سکه‌ها را محکم در کف دستش مشت کرد.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

The new stamp was stuck on very tightly.

تمبر جدید به طور خیلی محکم چسبانده شده بود.

منبع: American Elementary School English 3

He hastened to take it off, but it was knotted very tightly.

او عجله کرد تا آن را از تن درببرد، اما به طرز خیلی محکمی گره خورده بود.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

Fixes the plastic tube tightly over the exhaust pipe.

لوله پلاستیکی را به طور محکم روی لوله اگزوز قرار می دهد.

منبع: A man named Ove decides to die.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید