muscle loosener
شل کننده عضلات
joint loosener
شل کننده مفاصل
tension loosener
شل کننده تنش
pain loosener
شل کننده درد
stress loosener
شل کننده استرس
body loosener
شل کننده بدن
tightness loosener
شل کننده سفتی
exercise loosener
شل کننده ورزشی
fit loosener
شل کننده تناسب اندام
the loosener helped to ease the tension in the cable.
شل کننده به کاهش تنش در کابل کمک کرد.
she used a loosener to adjust the tight screws.
او از یک شل کننده برای تنظیم پیچ های سفت استفاده کرد.
applying a loosener can make the task much easier.
استفاده از یک شل کننده می تواند کار را بسیار آسان تر کند.
the mechanic recommended a loosener for the rusted bolts.
مکانیک یک شل کننده برای پیچ های زنگ زده توصیه کرد.
he found a loosener in the toolbox for the stubborn nuts.
او یک شل کننده در جعبه ابزار برای مهره های سرسخت پیدا کرد.
the loosener made it possible to remove the old paint.
شل کننده امکان برداشتن رنگ قدیمی را فراهم کرد.
using a loosener can save you a lot of effort.
استفاده از یک شل کننده می تواند در تلاش شما صرفه جویی کند.
he applied a loosener before trying to unscrew the cap.
او قبل از تلاش برای باز کردن درب، یک شل کننده استفاده کرد.
the loosener was essential for the repair process.
شل کننده برای فرآیند تعمیر ضروری بود.
after applying the loosener, the lid came off easily.
پس از استفاده از شل کننده، درب به راحتی جدا شد.
muscle loosener
شل کننده عضلات
joint loosener
شل کننده مفاصل
tension loosener
شل کننده تنش
pain loosener
شل کننده درد
stress loosener
شل کننده استرس
body loosener
شل کننده بدن
tightness loosener
شل کننده سفتی
exercise loosener
شل کننده ورزشی
fit loosener
شل کننده تناسب اندام
the loosener helped to ease the tension in the cable.
شل کننده به کاهش تنش در کابل کمک کرد.
she used a loosener to adjust the tight screws.
او از یک شل کننده برای تنظیم پیچ های سفت استفاده کرد.
applying a loosener can make the task much easier.
استفاده از یک شل کننده می تواند کار را بسیار آسان تر کند.
the mechanic recommended a loosener for the rusted bolts.
مکانیک یک شل کننده برای پیچ های زنگ زده توصیه کرد.
he found a loosener in the toolbox for the stubborn nuts.
او یک شل کننده در جعبه ابزار برای مهره های سرسخت پیدا کرد.
the loosener made it possible to remove the old paint.
شل کننده امکان برداشتن رنگ قدیمی را فراهم کرد.
using a loosener can save you a lot of effort.
استفاده از یک شل کننده می تواند در تلاش شما صرفه جویی کند.
he applied a loosener before trying to unscrew the cap.
او قبل از تلاش برای باز کردن درب، یک شل کننده استفاده کرد.
the loosener was essential for the repair process.
شل کننده برای فرآیند تعمیر ضروری بود.
after applying the loosener, the lid came off easily.
پس از استفاده از شل کننده، درب به راحتی جدا شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید