lottery

[ایالات متحده]/ˈlɒtəri/
[بریتانیا]/ˈlɑːtəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بازی شانس یا شکلی از قمار که شامل قرعه‌کشی اعداد برای برنده شدن جوایز است، چیزی که پیش‌بینی یا محاسبه آن دشوار است.
Word Forms
جمعlotteries

عبارات و ترکیب‌ها

win the lottery

برنده شدن در قرعه کشی

scratch-off lottery ticket

بلیط قرعه کشی خراشیده

lottery drawing

قرعه کشی

lottery ticket sales

فروش بلیط قرعه کشی

lottery prize

جایزه قرعه کشی

lottery ticket

بلیط قرعه کشی

welfare lottery

قرعه کشی رفاه

جملات نمونه

the lottery of life.

قرعه‌ی زندگی

I actually won the lottery!

من در واقع بورس برنده شدم!

a losing team; a losing lottery ticket.

یک تیم بازنده؛ یک بلیط لاتاری بازنده.

They thought themselves lucky in the lottery of life.

آنها خود را در قرعه‌کشی زندگی خوش‌شانس می‌دانستند.

Will you go halves with me if we win the lottery?

اگر در قرعه کشی برنده شویم، آیا با من نصف می کنید؟

The state uses a lottery to assign spaces in the campground.

ایالت از قرعه‌کشی برای اختصاص فضاهای کمپ استفاده می‌کند.

She wheedled her husband into buying a lottery ticket.

او شوهرش را متقاعد کرد که بلیط قرعه‌کشی بخرد.

Many people think that the national lottery is nothing more than a licence to print money.

بسیاری از مردم فکر می‌کنند که قرعه‌کشی ملی چیزی بیش از مجوزی برای چاپ پول نیست.

After winning the lottery, she was swimming in money.

پس از برنده شدن در قرعه‌کشی، او در پول غوطه‌ور بود.

He bought lottery tickets from handicapped people.

او بلیط‌های لوتری را از افراد دارای معلولیت خرید.

Since winning the lottery, they’ve been living in clover.

از زمان برنده شدن در قرعه‌کشی، آنها در خوشی زندگی کرده‌اند.

When he won the lottery, all sorts of distant relatives came out of the woodwork.

وقتی او در قرعه‌کشی برنده شد، اقوام دور و نزدیک از همه جا سر بیرون آوردند.

نمونه‌های واقعی

Or is romance not like winning the lottery?

آیا عشق مثل برنده شدن در قرعه کشی نیست؟

منبع: Love, Actually (Video Version)

I can't believe you won the lottery twice in a row.

نمی‌توانم باور کنم که شما دو بار متوالی در قرعه کشی برنده شده‌اید.

منبع: The Ellen Show

People enter a lottery to come into our country.

افراد برای ورود به کشور ما در قرعه کشی شرکت می‌کنند.

منبع: Trump's weekly television address

Oh, it's like winning the howling lottery.

اوه، مثل برنده شدن در قرعه کشی زوزه مانند است.

منبع: CNN 10 Student English February 2022 Collection

Evolutionary success, it appeared, was a lottery.

به نظر می‌رسید موفقیت تکاملی یک قرعه کشی بود.

منبع: A Brief History of Everything

I feel like I already won the lottery.

احساس می‌کنم انگار که من قبلاً در قرعه کشی برنده شده‌ام.

منبع: Modern Family - Season 03

Someone telling you that you won the lottery.

کسی که به شما می‌گوید شما در قرعه کشی برنده شده‌اید.

منبع: Let's Talk IELTS Class

Not everyone wins the genetic lottery like you did.

همه مثل شما در قرعه کشی ژنتیکی برنده نمی‌شوند.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

If you won a lottery, what would you do?

اگر در قرعه کشی برنده شده بودید، چه می‌کردید؟

منبع: Fastrack IELTS Speaking High Score Secrets

Probably, you haven't won a lottery, have you?

احتمالاً شما در قرعه کشی برنده نشده‌اید، درسته؟

منبع: Fastrack IELTS Speaking High Score Secrets

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید