prize

[ایالات متحده]/praɪz/
[بریتانیا]/praɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جایزه; پاداش; غنایم
vt. گرامی داشتن; ارزش قائل شدن; ضبط کردن
adj. اعطا شده; دریافت کننده جایزه
Word Forms
قسمت سوم فعلprized
جمعprizes
صفت یا فعل حال استمراریprizing
زمان گذشتهprized
شکل سوم شخص مفردprizes

عبارات و ترکیب‌ها

winning the prize

برنده شدن جایزه

grand prize

جایزه بزرگ

prize money

جوایز نقدی

prize draw

قرعه‌کشی جایزه

prize ceremony

مراسم اهدای جوایز

nobel prize

جایزه نوبل

first prize

جایزه اول

nobel peace prize

جایزه صلح نوبل

prize winner

برنده جایزه

pulitzer prize

جایزه پولیتزر

cash prize

جایزه نقدی

consolation prize

جایزه تسلی‌بخش

win first prize

برنده شدن جایزه اول

booker prize

جایزه بوکر

booby prize

جایزه تقلبی

جملات نمونه

There will be a prize for the winner.

جایزه ای برای برنده وجود خواهد داشت.

a Nobel Prize winner.

برنده جایزه نوبل.

the star prize in the charity raffle.

جایزه ویژه در قرعه کشی خیریه

the prize will be victory in the general election.

جایزه پیروزی در انتخابات سراسری خواهد بود.

win a prize for regularity of attendance

برای منظم بودن در حضور، جایزه ای کسب کنید.

I won a prize for running.

من برای دویدن جایزه ای بردم.

They took cash in lieu of the prize they had won.

آنها به جای جایزه ای که برنده شده بودند، وجه نقد گرفتند.

I got the third prize in the race.

من جایزه سوم را در مسابقه کسب کردم.

there were prizes galore for everything.

جوایز فراوانی برای همه چیز وجود داشت.

great prizes up for grabs.

جوایز عالی برای تصاحب وجود دارد.

you must think I'm a prize idiot.

شما باید فکر کنید من یک احمق جایزه ای هستم.

last prize; last place.

آخرین جایزه؛ آخرین مکان.

there are hundreds of prizes to be won.

صدها جایزه برای بردن وجود دارد.

نمونه‌های واقعی

He won first prize in his group.

او جایزه اول را در گروه خود برد.

منبع: New Target Junior High School English Grade 8 (Upper)

They received the prize for developing this ingenious tool for organic synthesis.

آنها جایزه را برای توسعه این ابزار هوشمندانه برای سنتز آلی دریافت کردند.

منبع: 2021 Nobel Laureates Interview Transcripts

He won a prize in the Gift Shop.

او جایزه ای در فروشگاه هدایا برد.

منبع: New Target Junior High School English Grade 8 (Upper)

House of Fraser is not a glittering prize.

خانه فرازر جایزه ای درخشان نیست.

منبع: The Economist (Summary)

She had luck to win first prize.

او خوش شانس بود که جایزه اول را برد.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

Before you can ever win the prize.

قبل از اینکه بتوانید هرگز جایزه ای ببرید.

منبع: Classic English poetry recitation.

And maybe you will win a prize.

شاید شما هم یک جایزه ببرید.

منبع: Foreign Language Teaching and Research Press Junior Middle School English

Have you ever won any prizes before?

تا به حال جایزه ای برده اید؟

منبع: Foreign Language Teaching and Research Press Junior Middle School English

She won a prize for her architecture!

او جایزه ای برای معماری اش برد!

منبع: Big City, Small World - English Radio Drama (British Accent)

We did snag ourselves a door prize!

ما یک جایزه در دار موفق به گرفتن کردیم!

منبع: Lost Girl Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید