low-priced

[ایالات متحده]/[ˈləʊ praɪst]/
[بریتانیا]/[ˈloʊ praɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نسبتاً ارزان؛ که هزینه کمی دارد؛ که ارزش خوبی برای پول ارائه می‌دهد؛ ارزان

عبارات و ترکیب‌ها

low-priced goods

کالای ارزان

low-priced items

موارد ارزان

low-priced deal

پیشنهاد ارزان

low-priced option

گزینه ارزان

very low-priced

بسیار ارزان

low-priced range

دیапازون ارزان

low-priced furniture

مبلمان ارزان

low-priced flights

پروازهای ارزان

جملات نمونه

we found some low-priced furniture at the local store.

ما چند مبلمان ارزان قیمت در فروشگاه محلی پیدا کردیم.

the airline offered low-priced tickets for the holiday weekend.

خطوط هوايی تیکت‌های ارزان قیمت برای روزهای تعطیل تابستانی ارائه داد.

they sell low-priced groceries to attract more customers.

آنها برای جذب مشتریان بیشتر از اقلام غذایی ارزان قیمت فروش می‌کنند.

the company is known for its low-priced electronics.

این شرکت به خاطر الکترونیک‌های ارزان قیمتش معروف است.

i'm looking for low-priced accommodation near the airport.

من به دنبال اقامتگاهی ارزان قیمت نزدیک فرودگاه هستم.

the store has a wide range of low-priced clothing options.

این فروشگاه گستره وسیعی از گزینه‌های لباس ارزان قیمت دارد.

they are advertising low-priced rental cars this month.

آنها این ماه از خودروهای اجاره‌ای ارزان قیمت تبلیغ می‌کنند.

the restaurant offers low-priced lunch specials every day.

این رستوران هر روز وعده‌های نهار ارزان قیمت ارائه می‌دهد.

we bought low-priced phone plans from a new provider.

ما از یک فروشنده جدید یادآوری‌های تلفن ارزان قیمت خریداری کردیم.

the market is full of low-priced produce and fresh goods.

این بازار پر از محصولات و کالاهای تازه ارزان قیمت است.

they are offering low-priced insurance policies to new clients.

آنها به مشتریان جدید سیاست‌های بیمه ارزان قیمت ارائه می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید